مرز جدید بانک های مرکزی: مداخلات در بازارهای اوراق بهادار

ساخت وبلاگ

Cecchetti6e_Cover_FRONT.jpg

در کتاب خود در سال 2016 "پایان کیمیاگری ، دوست ما و مروین کینگ ، فرماندار سابق بانک انگلیس ، الگویی برای اصلاحات مالی با هدف کاهش فراوانی و شدت بحران ها فراهم کرد. در آن زمان ، ما به دو دلیل بسیار محتاط بودیم. اول ، ما معتقد بودیم که اتخاذ چارچوب کینگ ، تأثیر بانکهای مرکزی در بازارهای مالی خصوصی را به شدت افزایش می دهد ، چیزی که در نهایت می تواند منجر به جابجایی نادرست منابع در اقتصاد و کاهش استقلال سیاست های پولی شود که برای تأمین امنیت لازم استثبات قیمت. دوم ، ما شک داشتیم که بیشتر بانکهای مرکزی ظرفیت فنی برای اجرای این پیشنهاد را داشتند.

خوب ، چشم انداز به میزان قابل توجهی تغییر کرده است. در طول این همه گیر ، بانک های مرکزی در بازارهای اوراق بهادار خصوصی به طور گسترده مداخله کردند و به نظر می رسد که در آنجا به عقب برگشته است. در تعدادی از حوزه های قضایی ، سیاست گذاران پولی مقیاس و دامنه وام خود را گسترش دادند و مستقیماً در بازارهای مالی مداخله کردند و حتی از اقدامات خارق العاده خود در طول بحران مالی 2007-09 فراتر رفتند. در نتیجه ، ما به احتمال زیاد هزینه هایی را که می ترسیم بتوانیم با اجرای پیشنهاد کینگ همراه باشیم ، پرداخت خواهیم کرد ، بنابراین ممکن است ما نیز از مزایا استفاده کنیم.

در این پست ، ما در مورد مداخلات همه گیر بانکهای مرکزی و نوع زیرساخت های مورد نیاز برای حمایت از آنها بحث می کنیم. ما سپس پیشنهاد کینگ را مرور می کنیم ، و برجسته می کنیم که چگونه اتخاذ رویکرد وی باعث می شود سیستم مالی ایمن تر شود ، در حالی که نقش تنظیم کننده ها و سرپرستان را به طور اساسی ساده می کند ...

آغازگر ترازنامه های بخش خصوصی

حسابداری دوتایی مفهومی بسیار قدرتمند است. قدمت حداقل از قرن سیزدهم (یا احتمالاً خیلی زودتر) ، این ایده است که هرگونه افزایش یا کاهش در یک طرف ترازنامه یک نهاد تأثیر برابر و متضاد در طرف دیگر ترازنامه دارد. به عبارت دیگر ، هر زمان که یک دارایی افزایش یابد ، باید دارایی دیگری کاهش یابد ، یا مبلغ بدهی ها به علاوه ارزش خالص باید با همان مقدار افزایش یابد.

در این پست ، ما یک آغازگر در مورد ماهیت و سودمندی ترازنامه های بخش خصوصی ارائه می دهیم: خانواده ها ، شرکت های غیر مالی و واسطه های مالی. همانطور که خواهیم دید ، یک ترازنامه اطلاعات بسیار مهم و مفیدی را ارائه می دهد. اول ، این یک اندازه از ارزش خالص را به ما می دهد که تعیین می کند که آیا یک نهاد حلال است و تعیین می کند که از ورشکستگی فاصله دارد. این به ما می گوید که آیا یک شرکت یا خانواده بدهکار احتمالاً بر تعهدات خود پیش فرض خواهد کرد. دوم ، ساختار دارایی ها و بدهی ها به ما کمک می کند تا توانایی یک نهاد را در برآورده کردن تقاضای فوری وام دهنده برای بازپرداخت بودجه ارزیابی کنیم. به عنوان مثال ، یک بانک برای واریز برداشت چقدر انعطاف پذیر است؟

پس از بحث در مورد نحوه کار ترازنامه ها ، ما نشان می دهیم که چگونه می توان درس را در ترازنامه نوامبر 2007 برادران لمان - تقریباً یک سال قبل از فروپاشی آن در 15 سپتامبر 2008 - به کار برد.

تحریم های روسی: سوالات و پاسخ ها

این پست به طور مشترک با دوست و همکار ما ، پروفسور ریچارد برنر ، مدیر مؤسسه نوسانات و ریسک NYU Ste و ریسک تألیف شده است.

حمله روسیه به اوکراین در حال تغییر امنیت جهانی و روابط اقتصادی است. در این پست ، ما بر تحریم های مالی و تجاری تحمیل شده به روسیه تمرکز می کنیم. این تحریم ها قدرتمندترین و پرهزینه ترین مجازات هایی است که حداقل از زمان جنگ سرد بر اقتصاد بزرگ تحمیل می شود. سرعت ، وسعت و پشتیبانی جهانی هماهنگ آنها بی سابقه به نظر می رسد.

جای تعجب نیست که تأثیر بلافاصله قابل مشاهده است. خسارت به اقتصاد و سیستم مالی روسیه شامل می شود ، اما محدود به آن نیست ، شیرجه ای از روبل (حدود 40 درصد در مقابل دلار در طی ماه گذشته در میان افزایش نوسانات). در بانکهای داخلی اجرا می شود. افزایش شدید در نرخ سیاست بانک مرکزی ؛تحمیل کنترل سرمایه ؛خاموش کردن بازار سهام روسیه ؛فروپاشی در ارزش شرکتهای روسی که در بورس اوراق بهادار معامله شده است. حذف سهام روسیه از فهرست های جهانی ؛و فروپاشی رتبه اعتباری حاکمیت روسیه به وضعیت ناخواسته.

هدف از این پست ، ارائه و پاسخ دادن به طور موقت به یک سری سؤالات مطرح شده توسط این رژیم تحریم های جدید است.…

QE Ratchet

وقتی صحبت از تسکین کمی (QE) می شود ، جایی که شما ایستاده اید قطعاً به محل نشستن بستگی دارد. این یکی از نتیجه گیری گزارش جدید مهم کمیته امور اقتصادی مجلس اربابان انگلستان است.

این گزارش یک نظرسنجی عالی در مورد چگونگی استفاده از ترازنامه های خود را ارائه می دهد. نتیجه گیری اصلی آن به شرح زیر است. اول ، بانکداران مرکزی باید به روشنی برای اقدامات ترازنامه خود با بیان اینکه چه کاری انجام می دهند و چرا. دوم ، سیاست گذاران باید جزئیات بیشتری در مورد برآورد (و عدم قطعیت) از اثربخشی اقدامات مختلف خود ، به ویژه QE ارائه دهند. سوم ، آنها باید بدانند که رابطه بین سیاست ترازنامه بانک مرکزی و سیاست مدیریت بدهی دولت خطر استقلال را ایجاد می کند. سرانجام و از همه مهمتر ، بانکداران مرکزی برای نحوه بازگشت آنها به یک سطح پایدار بلند مدت برای ترازنامه خود نیاز به یک برنامه خروج دارند.

ما در پست های قبلی چندین مورد از این نکات را مورد بحث قرار دادیم. در مورد ارتباطات ، ما استدلال كردیم كه بانكداران مركزی باید در مورد عملکرد واکنش خود برای نرخ بهره و سیاست های ترازنامه واضح باشند (اینجا را ببینید). در مورد توجیه اقدامات سیاست گذاران ، ما بر لزوم توضیحات ساده و ساده مرتبط با اهداف سیاست گذاران تأکید کردیم ، و با دقت بین اهداف مورد نظر (مانند سیاست پولی ، وام دهنده/سازنده بازار آخرین راه حل یا امور مالی اضطراری ، متمایز می شویم ؛ اینجا را ببینید). و ، در رابطه بین QE و امور مالی مالی ، ما خاطرنشان کردیم که چگونه بالون تعادل خزانه داری ایالات متحده در فدرال رزرو در مراحل اولیه این همه گیر مانند امور مالی پولی به نظر می رسید و استقلال را در معرض خطر قرار می دهد (اینجا را ببینید).

در این پست ، ما به این چالشی می پردازیم که لرد کینگ در نقل قول افتتاحیه برجسته می کند: نیاز به اطمینان از اینکه بانکهای مرکزی خرید اوراق قرضه را به عنوان یک درمان برای هر بیمار که در اقتصاد و سیستم مالی اتفاق می افتد ، نمی بینند و باعث تعادل آنها می شودورق ها به طور مکرر به سمت بالا به سمت بالا ...

درک چگونگی استفاده از بانکهای مرکزی از ترازنامه های خود: یک طبقه بندی مهم

این اظهار نظر به طور مشترک توسط استفان جی. سچتی و سر پل M. W. Tucker تألیف شده است.

بانک های مرکزی طی یک دهه گذشته دوباره اختراع شده اند ، ابتدا در پاسخ به بحران مالی ، و سپس به عنوان یک نتیجه از Covid-19. در حالی که سعی در حفظ ثبات پولی و ارتقاء بهبود اقتصادی دارند ، ترازنامه آنها بالون شده است. در سال 2007 ، بانکهای مرکزی در ایالات متحده ، منطقه یورو ، انگلستان و ژاپن دارای کل دارایی از 6 ٪ تا 20 ٪ تولید ناخالص داخلی اسمی بودند. در پایان سال 2020 ، ترازنامه فدرال رزرو 34 ٪ از تولید ناخالص داخلی ، 59 ٪ بانک مرکزی اروپا ، 40 ٪ بانک انگلیس و 127 ٪ بانک ژاپن بود.

قبل از اینکه بتوانید در نظر بگیرید که این کار چقدر خوب کار کرده است ، لازم است که در مورد عملکردهای مختلف سیاست گذاران در تلاش برای دستیابی به آن روشن باشید. اعلامیه های تیتر در مورد هدف "ثبات قیمت" یا "ثبات مالی" رضایت بخش نیست زیرا آنها بدون حضور در انگیزه های عملیات و امکانات خاص ، به اهداف پایان می یابند. مورد فدرال رزرو نشانگر است. از جمله موارد دیگر ، آنها اوراق بهادار خزانه داری آمریكا را خریداری كردند ، پیشنهاد كردند كه برای خرید كاغذ تجاری ، اوراق بهادار شرکتی و شهرداری ، و تسهیلاتی برای وام دادن مستقیم به مشاغل اقتصاد واقعی و همچنین فروشندگان اوراق بهادار فراهم كنند. این موارد فقط در مورد اینکه آیا به تنهایی یا با هم ، هر یک از نظر مادی چشم انداز فعالیت اقتصادی و تورم را بهبود بخشیده است ، قابل ارزیابی نیست.

بدون احساس هدف در نظر گرفته شده از هر اقدام بانک مرکزی ، برای ناظر سیاسی یا اعضای علاقه مند مردم پاسخگو است. دقیقاً به این دلیل که بانکهای مرکزی مستقل هستند (به درستی از نظر ما) ، پاسخگویی به شکل بررسی و بحث عمومی می شود. اما ما استدلال می كنیم كه برای خود بانكداران مرکزی نیز سخت است كه كار خود را انجام دهند ، مگر اینکه آنها با دقت - در جلسات داخلی و ارتباطات خارجی - دلیل منطقی برای مداخلات مختلف را تشخیص دهند.

اکنون بودجه پول را برطرف کنید

در 19 سپتامبر 2008 ، در اوج بحران مالی ، خزانه داری ایالات متحده اعلام کرد که بدهی های صندوق های متقابل بازار پول (MMMF) را تضمین می کند. و ، فدرال رزرو یک تسهیلات اضطراری ("تسهیلات نقدینگی صندوق متقابل بازار پول تجاری تحت حمایت دارایی") برای تأمین مالی خریدهای بانکهای تجاری از دارایی های غیرقانونی MMMF ایجاد کرد. این اقدامات سیاسی وحشت را متوقف کرد.

آن قسمت آنچه را که همه ما می دانستیم به خانه سوار شد: MMMFS در برابر دویدن آسیب پذیر است. همه همچنین می دانستند که خزانه داری و وثیقه های تغذیه ای خطر اخلاقی عظیمی را ایجاد می کنند. با این حال ، تلاش های نظارتی بعدی برای ایجاد MMMFS مقاوم تر و کمتر از بانک مانند ، ثابت شده است که نیمه قلب و در برخی موارد ضد تولید است. بنابراین ، برای متوقف کردن اجرای دیگری در مارس 2020 ، فدرال رزرو امکانات نقدینگی اضطراری خود در سال 2008 را احیا کرد.

ما امیدواریم که بار دوم جذابیت داشته باشد ، و این که سیاست گذاران ایالات متحده اکنون با قاطعیت عمل می کنند تا از وحشت دیگری که باعث کمک مالی دیگر MMMF می شود ، جلوگیری کند.

در این پست ، ما به طور خلاصه تغییرات کلیدی نظارتی مؤثر بر MMMF ها را طی یک دهه گذشته و تأثیر آنها در بحران مارس 2020 بررسی می کنیم. سپس ما در مورد گزینه های اصلاح MMMF که گروه کاری رئیس جمهور در بازارهای مالی در گزارش اخیر خود مشخص می کند ، بحث می کنیم. نتیجه گیری ما این است که فقط دو یا سه گزینه از 10 گزینه گزارش از نظر مادی به مقاومت MMMF اضافه می کنند. این واقعیت که همه سالها در مورد این موارد می دانستند ، چالش سیاسی تصویب اصلاحات معتبر را برجسته می کند.

فقط به نه رأی دهید

روز سه شنبه ، 21 ژوئیه ، کمیته بانکی سنا در مورد حمایت از نامزدی دکتر جودی شلتون برای پیوستن به هیئت مدیره سیستم ذخیره فدرال ، رای خواهد داد. بر این اساس ، ما دوباره تفسیر ژوئیه 2019 خود را ارسال می کنیم که در آن مخالفت شدید خود را با نامزدی دکتر شلتون بیان کردیم.

از نظر ما ، طی یک سال گذشته ، پرونده علیه دکتر شلتون تقویت شده است. پاسخ سریع و سرنوشت ساز فدرال رزرو به همه گیر Covid دلیل اصلی است که سیستم مالی ایالات متحده ثابت شده است و اقتصاد به سرعت شروع به بهبودی از بدترین شوک از دهه 1930 کرد. اگر ایالات متحده با استاندارد طلایی فعالیت می کرد ، همانطور که دکتر شلتون مدتهاست که از آن دفاع می کند ، این اقدامات فدرال رزرو امکان پذیر نبود.

در واقع ، طبق یک استاندارد طلا ، به جای تسکین زور و متعهد به اسکان پایدار ، بانک مرکزی موظف بود در تلاش برای مقاومت در برابر افزایش 19 درصدی قیمت طلا از پایان سال 2019 ، سیاست را محکم کند. در رکود بزرگ ، این سیاست ما را به سمت بحران مالی و فاجعه اقتصادی سوق می داد (به پست های قبلی ما در اینجا و اینجا مراجعه کنید).

ما امیدواریم که کمیته بانکی سنا به نامزدی دکتر شلتون رأی دهد و یک پیام مصمم ارسال کند که به طور واضح از تعهد فدرال رزرو برای استفاده از هر وسیله در اختیار خود حمایت می کند-نرخ بهره صفر ، خرید دارایی در مقیاس بزرگ و برنامه های وام گسترده-رفاه اقتصادی را بازیابی کنید و ثبات قیمت را حفظ کنید. کمیته با شک و تردید ، کمیته باید حداقل برای برگزاری جلسه دادرسی اضافی در مورد این نامزدی حرکت کند ، همانطور که اقلیت کمیته پیشنهاد کرده است ...

فدرال رزرو به جنگ می رود: قسمت 2

در این یادداشت ، ما نظر قبلی خود را در مورد اولین مجموعه اقدامات فدرال رزرو که در 23 مارس ظاهر شد درست با ورود تعداد زیادی از موارد جدید ، به روز می کنیم.

در حالی که بیشتر تغییرات نشان دهنده پسوندهای ساده ابزارهای قبلی است ، فدرال رزرو همچنین امکاناتی را معرفی کرده است که می خواهد آن را عمیقاً در تخصیص اعتبار به شرکتهای غیر مالی خصوصی درگیر کند. انتخاب هایی که برای تأمین بودجه ذاتاً سیاسی هستند و از این رو مقصد بحث برانگیز است. درگیر شدن در چنین تصمیماتی باعث می شود که فدرال رزرو سرانجام به استاندارد استقلال بانک مرکزی که برای ده ها سال از آن محافظت می کند ، بسیار دشوارتر شود. ما از فدرال رزرو می خواهیم که دخالت خود را در تخصیص اعتبار به بخش غیر مالی خصوصی محدود کند. و ، اگر کنگره آن را ضروری تلقی کند ، ما آنها را ترغیب می کنیم تا مجوز صریح به خزانه داری (به همراه منابع) را برای این نقش بحران ارائه دهند.

فدرال رزرو به جنگ می رود: قسمت 1

طی دو هفته گذشته ، فدرال رزرو بسیاری از ابزارهای سیاسی را که ماهها طول کشید تا در بحران بزرگ مالی 2007-09 و چندین سال برای اصلاح در طول بهبودی پس از بحران احیا شده باشد ، احیا کرده است. فدرال رزرو سپس از طریق آزمایش و خطا در نحوه خدمت به عنوان وام دهنده مؤثر آخرین راه حل (به تاکر) و نحوه استقرار "ابزارهای جدید سیاست پولی" که اکنون بخشی از سلاح های استاندارد بانک های مرکزی هستند ، یاد می گرفت.

خبر خوب این است که عضلات مدیریت بحران فدرال رزرو قوی باقی مانده است. خبر بد این است که چالش های جنگ کرونا بی سابقه است. موفقیت به خلاقیت و انعطاف پذیری خارق العاده از هر بخش از دولت نیاز دارد. مانند هر جنگ ، بانک مرکزی باید راه های دیگری برای حمایت از تلاش های دولت برای پایداری اقتصاد پیدا کند. یک چالش اساسی این است که این کار را به روشی انجام دهید که امکان بازگشت صاف به شیوه های سیاست "صلح" را در هنگام جنگ داشته باشد.

در این پست ، ما منطقی را برای بازگرداندن ابزارهای سیاست رستاخیز بررسی می کنیم ، بین کسانی که در نظر گرفته شده برای بازگرداندن عملکرد بازار یا جایگزینی برای واسطه گری خصوصی هستند ، و مواردی که به معنای تغییر شرایط مالی برای حمایت از تقاضای کل هستند ...

اجرای بانک و وحشت: آغازگر

یک بانک قول دسترسی فوری به پول نقد را می دهد. سپرده گذاران می توانند وجوه خود را به صورت تقاضا با ارزش روبرو بازخرید کنند - اولین بار ، برای اولین بار در خدمت. سایر طلبکاران کوتاه مدت می توانند با عدم چرخش وام های خود ، همین کار را انجام دهند ، هرچند با سرعت های مختلف. و ، خانوارها و بنگاه هایی که هزینه تعهد اعتباری را پرداخت می کنند می توانند وام های خود را به خواست خود کاهش دهند.

برای بانک هایی که دارایی های غیر نقدشونده دارند، این وعده های نقدینگی در صورت تقاضا منبع اصلی آسیب پذیری است. همین امر در مورد سایر مؤسسات مالی (بالفعل یا بانک های سایه ای) که خدمات بانکی انجام می دهند و از ترازنامه خود برای تبدیل دارایی های غیر نقدشونده، با سررسید طولانی تر و پرخطر به بدهی های نقدشونده، کوتاه مدت و کم ریسک استفاده می کنند، صدق می کند.

عملیات بانکی زمانی اتفاق می افتد که سپرده گذاران بخواهند حجم زیادی از برداشت را به یکباره انجام دهند. بانکی که نمی تواند این تقاضای ناگهانی را برآورده کند، شکست می خورد. حتی بانک های بدهکار - آن هایی که دارایی هایشان از ارزش بدهی هایشان بیشتر است - اگر نتوانند دارایی های خود را با سرعت کافی (و با حداقل ضرر) به پول نقد تبدیل کنند تا خواسته های مشتریان خود را برآورده کنند، شکست می خورند. هراس بانکی جمع یک اجرا بانکی است: زمانی که مشتریان در چندین بانک کار می کنند. ما گسترش حرکت از یک بانک به بانک دیگر را مسری می نامیم - همان اصطلاحی که برای توصیف گسترش یک پاتوژن بیولوژیکی استفاده می شود.

در این پرایمر، ما منابع فرار و وحشت بانکی و همچنین ابزارهایی را که برای جلوگیری یا کاهش آنها استفاده می کنیم، مشخص می کنیم.

برخی از محاسبات ناخوشایند اشکال طلا

بیشتر مردم به قیمت چیزهایی که می خرند - غذا، مسکن، مراقبت های بهداشتی و مانند آن - بسیار بیشتر از قیمت طلا اهمیت می دهند. نه تصادفاً، اقتصاددانان حرفه ای اجماع صریح و قابل توجهی را علیه اجبار بانک مرکزی به اتخاذ سیاستی که قیمت طلا را تثبیت می کند، نشان می دهند.

با این حال، هنوز افراد قدرتمندی وجود دارند که فکر می کنند اگر تنها هدف بانک مرکزی بازگرداندن استاندارد طلا باشد، ایالات متحده سود می برد. با نامزد شدن جودی شلتون، مدافع استاندارد طلا به عنوان رئیس فدرال رزرو، ما احساس می کنیم که مجبوریم این نظرات را جدی بگیریم. بنابراین، اینجا می رود.

چندین سال پیش، ما تاکید کردیم که استاندارد طلا به طرز باورنکردنی ناپایدار است. در این پست به مکانیزم نحوه اجرای سیستم توسط بانک مرکزی ایالات متحده می پردازیم. به نظر ما، هر طرفدار استاندارد طلا موظف است به یک سری سؤالات عملی پاسخ دهد: آنها چه قیمت طلا را پیشنهاد می کنند؟فدرال رزرو چه مقدار طلا باید به دست آورد و نگه دارد تا این طرح را معتبر کند؟آیا فدرال رزرو می تواند به بانک ها وام دهد و به عنوان آخرین راه حل وام دهنده عمل کند؟

پاسخ های ما چالش های عملیاتی را برجسته می کند. از آنجا که فدرال رزرو در ابتدا متعهد می شود ارزش دلار خاصی (یعنی محصول قیمت و کمیت) طلا را در اختیار داشته باشد ، باید قیمت و کمیت را با هم در نظر بگیریم. با کوچکترین ترازنامه که می توانیم تصور کنیم ، بهترین حدس ما این است که فدرال رزرو در ابتدا مجبور به سه برابر کردن دارایی های طلای خود می شود و قیمت طلا را با دو سوم بالا می برد (به حدود 2600 دلار در هر اونس). سپس ، برای حفظ استاندارد طلا ، فدرال رزرو هنوز هم نیاز به خرید یک سوم تولید طلای جهانی هر سال دارد. بدون داشتن دارایی های طلای بیش از این حداقل ، فدرال رزرو به هیچ وجه قادر به قرض دادن وام نیست ، بسیار کمتر بدون محدودیت همانطور که می تواند طبق یک استاندارد پول فیات خالص باشد ...

بانک های وام فدرال در خانه: دو درس در داوری نظارتی

یک سیستم مهم بانکی تحت حمایت دولت ایالات متحده وجود دارد که بیشتر مردم هیچ چیزی از آن نمی دانند. ایجاد شده توسط یک قانون کنگره در سال 1932 ، بانک های وام فدرال وام مسکن (FHLBS) اوراق قرضه ای را صادر می کنند که سرمایه گذاران از آن به عنوان پشتوانه دولت می دانند ، و سپس از درآمد حاصل از وام برای ایجاد وام به اعضای خود استفاده می کنند: یعنی 6،800 بانک تجاری ، اتحادیه های اعتباری ، شرکت های بیمهو انجمن های پس انداز. همانطور که از این نام پیداست ، مأموریت (در حال حاضر 11) منطقه ای ، متعلق به FHLBS "حمایت از وام رهنی و سرمایه گذاری مرتبط با جامعه" است. اما ، از زمان تأسیس این سیستم ، نقش آن به عنوان واسطه به طرز چشمگیری تغییر کرده است.

با داشتن دارایی تقریباً 1 تریلیون دلار ، معلوم می شود که FHLB ها - که بیشتر از چشم عمومی کار می کنند - در طی یک دهه گذشته منبع مهمی از داوری نظارتی بوده اند. در قسمت اول-بحران مالی 2007-09-آنها تا حدودی نقش فدرال رزرو را به عنوان وام دهنده آخرین راه حل کردند. در مرحله دوم ، FHLBS به دنبال تغییرات نظارتی که بخشی از آن برای تغییر رابطه اصلی بین این وام دهندگان و وام گیرندگان طراحی شده بود ، بین یک کلاس از وام دهندگان (صندوق های متقابل بازار پول) و وام گیرندگان (بانک ها) واسطه شد. نقش جدید FHLBS ضمانت ضمنی فدرال را ایجاد می کند که باعث افزایش خطر ضرر مالیات دهندگان می شود.

در این پست ، ما این قسمت های داوری نظارتی را به عنوان پیامدهای پیش بینی نشده از یک سیستم مالی پیچیده و چارچوب نظارتی ، در ترکیب با قابلیت انعطاف پذیری و مات و مروارید سیستم FHLB برجسته می کنیم.…

محافظت از فدرال رزرو

هفته گذشته ، رئیس جمهور ترامپ توئیت کرد که قصد خود را برای نامزد دکتر جودی شلتون به هیئت مدیره سیستم ذخیره فدرال رزرو کرد. از نظر ما ، دکتر شلتون نتوانسته است معیارهایی را که قبلاً برای عضویت در هیئت مدیره بیان کرده بودیم ، رعایت کند. امیدواریم که سنا نامزدی وی را مسدود کند.

مخالفت ما از چهار مشاهده ناشی می شود. اول ، به نظر می رسد رویکرد دکتر شلتون به سیاست پولی حزبی و فرصت طلب است و تهدیدی برای استقلال تغذیه می کند. دوم ، سالها ، دکتر شلتون استدلال می کند که جایگزین رژیم هدف گیری تورم فدرال رزرو با یک استاندارد طلا ، به همراه یک رژیم جهانی نرخ تبادل ثابت است. به نظر ما ، این نیز به طور جدی رفاه تقریباً همه آمریکایی ها را تضعیف می کند. سوم ، اگر دکتر شلتون عضو هیئت مدیره شود ، این احتمال وجود دارد که وی بتواند به دنبال دوره رئیس پاول ، رئیس آن شود: صندلی وی به طور جدی استقلال فدرال را تضعیف می کند. سرانجام ، دکتر شلتون پیشنهاد کرده است که ابزار اصلی فدرال رزرو (در دنیای ذخایر فراوان) را برای کنترل نرخ بهره از بین ببرد - پرداخت بهره در ذخایر ...

FEMA برای امور مالی

سیستم های مالی مدرن ذاتاً آسیب پذیر هستند. تبدیل پس انداز به سرمایه گذاری - یک عملکرد اساسی مالی - خطر قابل توجهی را ایجاد می کند. طلبکاران غالباً دارایی های مایع ، کوتاه مدت و کم خطر را می طلبند. و وام گیرندگان به طور معمول مایل به تأمین مالی پروژه هایی هستند که برای تولید بازده نامشخص خود وقت می گیرند. واسطه هایی که این شکاف را ایجاد می کنند-تغییر نقدینگی ، سررسید و اعتبار بین دارایی ها و بدهی های خود-مشمول اجرا هستند ، باید پس اندازهای محروم ریسک کنند تا در ارزش بازار دارایی های خود شک کنند.

سیستم مالی مدرن در تعداد بیشماری از روش های دیگر نیز آسیب پذیر است. به عنوان مثال ، اگر هکرها به طور ناگهانی یک فناوری شناسایی کلیدی را غیرقابل اعتماد ارائه دهند ، می تواند سیستم پرداخت را غیرفعال کند و باعث ایجاد گسترده فعالیت اقتصادی شود. به همین ترتیب ، زیرساخت های مالی که بیشتر معاملات را انجام می دهد - از پرداخت خرده فروشی گرفته تا پاکسازی و تسویه اوراق بهادار و معاملات مشتقات - بطور معمول به چند قطب عظیم متکی است که در کوتاه مدت غیر قابل تعویض هستند. اقتصاد مقیاس و دامنه بدان معنی است که چنین برنامه های بازار مالی (FMU) معاملات را ارزان می کنند ، اما آنها همچنین ریسک را متمرکز می کنند: حتی اختلال موقت آنها می تواند فاجعه بار باشد.(یکی از بدترین کابوس های ما ، حمله سایبری است که رایانه و شبکه برق را که سیستم مالی و اقتصاد ما در آن ساخته شده است غیرفعال می کند.)

با توجه به این نگرانی ها ، ما از پیشنهاد نوآورانه دوست ما کاترین قاضی برای "ضامن مالی آخرین راه حل" - سازمان ضمانت اضطراری (EGA) استقبال می کنیم - مکانیسمی برای حاوی بحران های مالی. در این پست ، ما در مورد وعده و مشکلات پیشنهاد قاضی بحث می کنیم. نتیجه گیری ما این است که EGA ابزاری عالی برای مدیریت عواقب ناشی از تهدیدهای شدید ناشی از خارج از سیستم مالی است-تروریسم یا جنگ آشکار به ذهن خطور می کند. در چنین شرایطی ، ما EGA را به عنوان مکمل تلاش های متعارف موجود در تقویت مقاومت در سیستم مالی می بینیم.

با این حال ، پتانسیل صنعت برای بازی EGA و همچنین احتمال بسیار واقعی این که سیاستمداران آن را به عنوان جایگزینی برای سرمایه های سخت و نقدینگی می بینند ، ما را نسبت به کاربرد گسترده تر آن محتاط می کند. حداقل در ابتدا ، این ما را به این نتیجه می رساند که نوار فراخوانی EGA باید بسیار بلند باشد - بلندتر از آنچه قاضی پیشنهاد می کند ...

italeave: مادر همه بحران های مالی

پس از سالها آرامش ، ترس از تجدید ارز-که توسط نگرش به اتحادیه پولی احزاب فعلی ایتالیا و پتانسیل دور دیگری از انتخابات اولیه-که هفته گذشته تلاطم در بازارهای ایتالیا را تجدید می کرد ، ساخته شده است. ما در گذشته هشدار داده ایم که خروج ایتالیایی از یورو نه تنها برای ایتالیا بلکه برای بسیاری دیگر فاجعه بار خواهد بود (به پست قبلی ما مراجعه کنید).

و با توجه به بدهی عمومی بالای ایتالیا ، کاهش چشمگیر موضع مالی آن در اتحادیه پولی می تواند بی ثباتی مالی را زنده کند ، نه اینکه رشد اقتصادی را تقویت کند. سپرده گذاران از ترس از معرفی ارز موازی (برای تأمین مالی محرک مالی) انگیزه ای برای انتقال بانکهای ایتالیایی به حوزه های قضایی "ایمن تر" دارند. تجربه آرژانتین در سال 2001 ، هنگامی که معرفی شبه پول توسط مقامات مالی کنترل پولی را تضعیف کرد ، آموزنده است ...

ایجاد قدرت غیر منتخب

از طریق چه وسیله اداری باید یک جامعه دموکراتیک در یک اقتصاد پیشرفته آیین نامه را اجرا کند؟در عمل ، دولت های دموکراتیک راه حل های مختلفی را برای این چالش انتخاب می کنند. از نظر تاریخی ، این رویکردها با تخصیص قدرت به مقامات منتخب که قوانین را تنظیم می کنند یا مستقیماً بر نمایندگان خود نظارت می کنند ، مشروعیت خود را به دست آورد.

با این حال ، به طور فزاینده ، دولت ها تصمیم به اجرای سیاست از طریق آژانس هایی با درجات مختلف استقلال از طرف مجلس قانونگذاری و اجرایی داشتند. در چه شرایطی در یک دموکراسی معقول است که قدرتها را به مقامات منتخب آژانس های مستقل (IA) که از نفوذ سیاسی محافظت می کنند ، واگذار کند؟چگونه باید این قدرتها را برای اطمینان از مشروعیت و پایداری اختصاص داد؟

اینها موضوعات مهمی است که پل تاکر در کتاب بلندپروازانه و گسترده خود با نام قدرت انتخاب نشده به آن می پردازد. تاکر علاوه بر پیشنهاد مناطقی که نمایندگی بیش از حد پیش رفته است ، دیگران را برجسته می کند - مانند حفظ مقاومت مالی (FR) - جایی که آژانس ها ممکن است به اندازه کافی از نفوذ سیاسی محافظت کنند تا از مدیریت مؤثر اطمینان حاصل کنند. تجزیه و تحلیل وی سؤالات مهمی را در مورد چارچوب نظارتی در ایالات متحده ایجاد می کند.

در این پست ، ما در مورد اصول تاکر برای تفویض اختیار به IA بحث می کنیم. یک فرض مهم - که ما با تاکر به اشتراک می گذاریم - این است که حاکمیت بهتر می تواند به جایگزینی کمک کند که قوانین ساده سیاست برای تصمیمات بهینه کافی نباشد ...

ده سال پس از خرس

ده سال پیش این هفته ، اجرای Bear Steas دومین مرحله از بحران بزرگ مالی (GFC) 2007-2009 را آغاز کرد. در یک پست قبلی ، ما استدلال کردیم که این بحران از 9 اوت 2007 با جدیت آغاز شد ، هنگامی که BNP Paribas بازخرید را از سه صندوق متقابل سرمایه گذاری شده در بدهی وام مسکن در ایالات متحده به حالت تعلیق درآورد. در آن مرحله اول بحران ، سویه های مالی منعکس کننده نقدینگی همراه با شک و تردید در مورد کفایت سرمایه یک حلقه گسترده واسطه ها بودند.

در پاسخ به اجرای Bear ، فدرال رزرو خود را به نسخه مدرن وام دهنده Bagehot از Last Resort (LOLR) تبدیل به مدیریت یک بحران نقدینگی خالص تبدیل کرد (به عنوان مثال ، MADIGAN را ببینید). در نتیجه ، در مرحله دوم GFC - در دوره بین نجات 14 مارس و شکست 15 سپتامبر لمان - تداوم سویه های مالی ، از نظر ما ، در درجه اول یک بحران در حال ظهور بود. در مرحله سوم ، پس از فروپاشی لمان ، تمرکز لزوماً به کمک مجدد سیستم مالی تبدیل شد - فراتر از نقش (یا اقتدار) هر LOLR.

در این پست ، ما تکامل فدرال رزرو را در دوره بین Paribas و Bear ردیابی می کنیم ، زیرا این یک LOLR Bagehot شد. این مرحله برای تجزیه و تحلیل آینده از مسائل مربوط به پرداخت بدهی که تهدید به تبدیل GFC به یک افسردگی بزرگ دیگر می شود ، تعیین می کند.

دوشنبه سیاه: 30 سال بعد

در روز دوشنبه ، 19 اکتبر 1987 ، میانگین صنعتی داو جونز 22. 6 درصد سقوط کرد ، تقریباً دو برابر بزرگترین قطره بعدی - سقوط 12. 8 درصدی در 28 اکتبر 1929 ، که باعث رکود بزرگ شد.

آنچه برجسته است ، مقیاس کاهش نیست-این بسیار کوچکتر از افت 90 درصدی اوج به ترو در اوایل دهه 1930 است-اما سرعت خارق العاده آن است. طیف وسیعی از بازار مالی و جابجایی های نهادی همراه با این سرعت سریع ، نه تنها سهام و ابزارهای مرتبط (در داخل و جهانی) بلکه تأمین اعتبار ایالات متحده و سیستم پرداخت را تهدید می کند. در نتیجه ، دوشنبه سیاه با عنوان "اولین بحران مالی جهانی معاصر" شناخته شده است. و ، یک کتاب جدید-یک فاجعه درجه یک-درام انسانی پرتنش را که برای مقامات بازار و دولت ایجاد کرده است ، سرو می کند. به نظر می رسد یک فیلم مطمئناً دنبال خواهد شد.

خواندن تاریخ ما نشان می دهد که فقط با دوز زیادی از سرنوشت سازش در سال 1987 از فاجعه فرار کردیم. دانستن اینکه ثروت معمولاً به خوبی آماده شده است ، سقوط نزدیک به دوشنبه سیاه باعث شد تا شرکت کنندگان در بازار ، تنظیم کننده ها ، وام دهنده آخرین راه حل ، باعث شودو قانون گذاران برای تقویت سیستم مالی.

در این پست ، ما جنبه های اصلی سقوط 1987 را مرور می کنیم و در مورد اقدامات بعدی که برای بهبود مقاومت در سیستم مالی انجام شده است ، بحث می کنیم. ما همچنین یک آسیب پذیری کلیدی را برجسته می کنیم: ما هنوز مکانیسمی برای مدیریت ورشکستگی مؤسسات پرداخت بحرانی ، پاکسازی و تسویه حساب (PCS) نداریم.

چرا بانک مرکزی باید یک سرپرست پیشرو باشد

آیا بانک های مرکزی باید یک سرپرست پیشرو باشند ، از جمله نظارت بر نهادهای مهم سیستماتیک؟این سوالی است که اعضای کنگره ایالات متحده بطور دوره ای مطرح می کنند. پاسخ ما به طور واضح بله است. به عنوان وام دهنده آخرین راه حل ، به عنوان مرجع سیاست پولی ، و به عنوان سازمان مسئول نظارت بر سلامت و ثبات سیستم مالی کلی - آنچه ما می توانیم یک تنظیم کننده سیستمی بنامیم - بانک مرکزی باید یک سرپرست پیشرو باشد.

استقلال بانک مرکزی: تهدیدهای رو به رشد

شرکت کننده متوسط FOMC پیش بینی می کند که این کمیته امسال سه بار نرخ هدف برای صندوق های فدرال را افزایش می دهد. یعنی تا پایان سال 2017 ، این محدوده 1. 25 تا 1. 50 درصد خواهد بود. با فرض پیروی از FOMC ، این اولین بار در یک دهه خواهد بود که نرخ سیاست در سال 75 امتیاز پایه افزایش یافته است. طبیعی است که بپرسیم بانک مرکزی با چه انتقادی روبرو خواهد شد و آیا استقلال آن تهدید خواهد شد.

نگرانی های ما ناشی از اظهارات رئیس جمهور منتخب ترامپ در طول مبارزات انتخاباتی ، و همچنین از پیشنهادات قانونگذاری اعضای مختلف جمهوریخواه کنگره و انتقادات فدرال از طرف کسانی است که احتمالاً بر سیاست های دولت ورودی تأثیر می گذارند.< SPAN> شرکت کننده متوسط FOMC پیش بینی می کند که این کمیته امسال سه بار نرخ هدف را برای نرخ صندوق های فدرال بالا می برد. یعنی تا پایان سال 2017 ، این محدوده 1. 25 تا 1. 50 درصد خواهد بود. با فرض پیروی از FOMC ، این اولین بار در یک دهه خواهد بود که نرخ سیاست در سال 75 امتیاز پایه افزایش یافته است. طبیعی است که بپرسیم بانک مرکزی با چه انتقادی روبرو خواهد شد و آیا استقلال آن تهدید خواهد شد.

پرسش و پاسخ بورس...
ما را در سایت پرسش و پاسخ بورس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ماندانا اصلانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 11 شهريور 1402 ساعت: 22:33