هرگونه راهنمایی باید به سؤال "سقف" و "کف" بپردازد. سقف سطح درآمد برای همسر پرداخت کننده است که در بالای آن هر فرمول تقسیم درآمد جای خود را به اختیار دارد. کف سطح درآمد برای پرداخت کننده است که در زیر آن هیچ پشتیبانی به طور کلی قابل پرداخت نیست.
در مورد دستورالعمل های پشتیبانی کودک فدرال ، برای مثال ، به عنوان مثال ، پس از درآمد پرداخت کننده بیش از 150،000 دلار ، بخش 4 مقرر می کند که میزان حمایت از کودک مبلغ جدول 150،000 دلار اول به علاوه هر مبلغ اختیاری اضافی در ترازدرآمد پرداخت کننده بالاتر از 150،000 دلار. در عمل دادگاه ها آماده شده اند تا فرمول جدول حمایت از کودک را تا سطح درآمد بسیار بالاتر دنبال کنند. در انتهای دیگر ، کف حمایت از کودک تحت فرمول جدول ، بر اساس معافیت مالیات شخصی برای یک شخص مجرد ، درآمد حدود 8000 دلار است. این یک طبقه واقعی است که والدین پرداخت کننده قادر به پرداخت هرگونه حمایت از کودک در زیر آن سطح درآمد نیستند.
سقف ها و کف ها برای ایجاد هر فرمول پشتیبانی از همسران سخت تر هستند. از نظر عملی ، سقف ها و کف ها سعی در تعریف مرزهای بالا و پایین مورد معمولی دارند ، که فرمول های راهنمایی می توانند نتایج قابل قبولی کسب کنند. مزایای قوام و پیش بینی باید تا حد امکان به سمت بالا و پایین گسترش یابد ، در حالی که ما موضوعات مهم عملی را در هر انتهای طیف درآمد می شناسیم.
ابتدا دلایل سقف و کف را توضیح خواهیم داد: سقف 350،000 دلار درآمد ناخالص پرداخت کننده و کف 20،000 دلار درآمد ناخالص.
در بالای سقف و زیر کف ، فرمول ها کار نمی کنند و این موارد درآمدی بسیار بالا و بسیار کم را به دست می آورند که مانند "استثنائات" مورد برخورد قرار می گیرند ، که در این فصل در مورد آن بحث می کنیم. اما این موقعیت ها واقعاً "استثنائات" نیستند ، زیرا در خارج از سطح درآمد معمولی که فرمول ها برای آنها ساخته شده اند قرار دارند.
11. 1 سقف
اصطلاح کوتاه "سقف" ممکن است گمراه کننده باشد. براساس دستورالعمل های حمایت از کودک فدرال ، هیچ سقف مطلق وجود ندارد ، فقط یک سطح درآمد که می تواند فرمول استاندارد درآمدی ثابت باشد ، می تواند متنوع باشد ، تا درصد کمتری از درآمد بالاتر از آن سطح را ایجاد کند. ما در اینجا یک رویکرد مشابه پیشنهاد می کنیم.
طبق دستورالعمل های مشاوره پشتیبانی همسران ، یک سقف می تواند براساس درآمد پرداخت کننده یا مبلغ ماهانه پشتیبانی پرداخت شده ، یا درآمد گیرنده یا نوعی استاندارد آزمون زندگی باشد. ترجیح ما استفاده از درآمد ناخالص پرداخت کننده به عنوان پایه ای برای سقف است.
سقف درآمد ناخالص پرداخت کننده سالانه 350،000 دلار است. پس از رسیدن درآمد ناخالص پرداخت کننده به سقف 350،000 دلار ، فرمول ها دیگر نباید به طور خودکار برای تقسیم درآمد فراتر از آن آستانه اعمال شوند. اما 350،000 دلار نیز "کلاه" نیست ، زیرا پشتیبانی همسران می تواند و اغلب برای درآمد بالاتر از آن سقف ، به صورت موردی افزایش می یابد. در زیر ، ما در مورد رویکردهای احتمالی برای موارد بالاتر از سقف بحث می کنیم.
در بازخورد در مورد پیش نویس پیشنهاد ، ما پیشنهادات بسیار کمی برای سطح درآمد پایین تر یا بالاتر برای سقف شنیدیم. در مناطق بزرگ شهری ، درآمد 350،000 دلار به عنوان یک مرز بالایی مناسب برای استفاده از فرمول ها دیده می شد. در مقابل ، در مناطق روستایی و در سایر مناطق با درآمد پایین ، برخی از قضات و وکلا با دامنه های با درآمد بالاتر تحت فرمول های بین 150،000 تا 250،000 دلار احساس ناراحتی کردند و منجر به توسعه "سقف های" غیررسمی در سطوح پایین تر در سطح پایین می شوند. این چند سال اول تحت دستورالعمل های مشاوره. بر اساس این تجربه ، ما سقف را تجدید نظر نکرده ایم و قانون را در این تعداد کمی از موارد با درآمد بالا توسعه می دهیم.
11. 2 کف
اگر مقدار پشتیبانی را در صفر زیر آن طبقه قرار دهد ، کف برای دستورالعمل های مشاوره قابل توجه تر است. از نظر ما ، این به طور کلی باید اثر کف باشد. دستورالعمل های پشتیبانی کودک فدرال از طبقه بسیار پایین ، حدود 8000 دلار ناخالص در سال استفاده می کند. کف پشتیبانی همسران باید بالاتر از آن باشد.
تا زمانی که درآمد ناخالص پرداخت کننده بیش از 20،000 دلار در سال نباشد ، به طور کلی نباید از پشتیبانی همسران پرداخت شود. درآمد حداقل دستمزد یا خط فقر برای یک طبقه بسیار پایین خواهد بود و با توجه به نرخ مالیات غالب ، انگیزه بسیار کمی برای ادامه کار پرداخت کننده فراهم می کند. یک بررسی در مورد پرونده نشان می دهد که قضات تقریباً هرگز به حمایت از همسران دستور نمی دهند که در آن پرداخت کنندگان کمتر از 20،000 دلار یا حتی کمی بیشتر درآمد کسب کنند. با توجه به اطلاعات پایگاه داده پشتیبانی کودک ، در جایی که کودکان وابسته درگیر هستند ، اگر درآمد پرداخت کننده زیر 20،000 دلار ناخالص سالانه باشد ، پشتیبانی همسران فقط در کمتر از 2 درصد موارد مورد تأیید یا توافق قرار می گیرد و درصد درآمد 20،000 تا 29،000 دلار فقط در حدود است2. 5 درصد
در زیر این طبقه ، موارد گاه به گاه وجود خواهد داشت که حق حمایت از همسران را داشته باشد. همچنین نیاز به انعطاف پذیری برای درآمدها در بالای کف وجود دارد تا از هرگونه "اثر صخره ای" جلوگیری شود و توانایی پرداخت نگرانی را داشته باشد. این موارد در زیر مورد بحث قرار گرفته است.
11. 3 درآمد پرداخت کننده بالاتر از سقف 350،000 دلار
برای تکرار ، سقف یک "کلاه" برای حمایت از همسران نیست ، و همچنین باعث استفاده مداوم از فرمول ها به عنوان یک روش برای رسیدن به یک مقدار در یک مورد خاص نمی شود. مثالهای زیر عملکرد سقف و برخی از موضوعاتی را که در موارد بالاتر از سقف بوجود می آیند ، نشان می دهد.
مثال 11. 1
در یک مورد ازدواج طولانی ، فرض کنید یک همسر پس از 25 سال ازدواج ، 350،000 دلار در سال درآمد و دیگری درآمدی ندارد. طبق فرمول پشتیبانی از کودک بدون کودک ، یک ازدواج 25 ساله خواستار اشتراک گذاری بین 37. 5 تا 50 درصد از اختلاف درآمد ناخالص ، یعنی حمایت سالانه همسران در محدوده 131،250 دلار تا 175،000 دلار (با 173،232 دلار) یا 10. 937 تا 14،583 دلار (ماهانه با 14436 دلار).
اگر پرداخت کننده درآمد بیشتری کسب کند ، 500000 دلار بگوید ، دادگاه می تواند از همسران در همان محدوده حمایت کند یا به صلاحدید خود ، دادگاه ممکن است بالاتر برود ، اما هیچ فرمول دادگاه یا طرفین را به این کار سوق نمی دهد و این یک فرد خواهد بودتصمیماگر این فرمول برای درآمد 500000 دلار اعمال شود ، پشتیبانی ماهانه به 15،625 دلار به 20،833 دلار افزایش می یابد. یا دادگاه یا طرفین ممکن است مبلغی را در جایی بین این دو محدوده حل کنند. این تعداد زیادی برای پشتیبانی در این مورد است ، اما به خاطر داشته باشید که این پایان عالی فرمول است ، با یک ازدواج طولانی ، درآمد بالا پرداخت کننده و هیچ درآمدی برای گیرنده [99]
مثال 11. 2
همان حقایق را به عنوان مثال 11. 1 در بالا در نظر بگیرید ، با پرداخت کننده پرداخت کننده 350،000 دلار در سال و گیرنده درآمدی ندارد ، اما دو کودک نوجوان را که با گیرنده زندگی می کنند اضافه کنید. فرض کنید که حمایت از کودک فرمول جدول را دنبال می کند ، با حمایت کودک 4،312 دلار در هر ماه (با استفاده از جداول انتاریو).
پشتیبانی همسران تحت فرمول پشتیبانی کودک با کودک ، می تواند از 7،585 دلار تا 9،160 دلار در هر ماه تولید کند.
اگر پرداخت کننده بیش از 350،000 دلار درآمد داشته باشد ، به عنوان مثال500000 دلار ، دادگاه می تواند تصمیم بگیرد که بالاتر برود یا نه. در فرمول پشتیبانی کودک با کودک ، عملکرد سقف با این واقعیت پیچیده است که با افزایش درآمد از سقف ، حمایت از کودک افزایش می یابد. ما می توانیم دو روش ممکن را برای این موارد با درآمد بسیار بالا با استفاده از فرمول پشتیبانی کودک ارائه دهیم.
روش اول از فرمول برای تعیین حداقل مبلغ برای پشتیبانی همسران استفاده می کند ، رویکردی که می توانیم "حداقل به علاوه" بنامیم. برای محاسبه حمایت از همسران در سقف 350،000 دلاری ، با استفاده از پشتیبانی کودک قابل پرداخت در سقف ، محاسبه مفهومی لازم است. این می تواند دامنه پشتیبانی همسر "حداقل" را تعیین کند. در مثال 11. 2 ، این محدوده 7،585 دلار تا 9،160 دلار خواهد بود. پس از در نظر گرفتن میزان واقعی حمایت از کودک که توسط پرداخت کننده در آن سطح درآمد بالاتر پرداخت می شود ، این حداقل برای درآمد بیش از 350،000 دلار وجود دارد ، که این حداقل 6،052 دلار در هر ماه 500000 دلار خواهد بود. این رویکرد ممکن است بیشتر در جایی که درآمد پرداخت کننده به سقف نزدیکتر باشد ، بیشتر باشد.[100]
رویکرد دوم یکی از اختیار های خالص خواهد بود. هنگامی که درآمد پرداخت کننده از سقف فراتر رفت ، پس از آن برای حمایت از همسران "حداقل" نخواهد بود ، فقط یک دلار دلار که مبلغ واقعی حمایت از کودک را پرداخت می کند ، مبلغی که می تواند برای موارد با درآمد بالا بسیار زیاد باشد. در بعضی از مواقع ، مقادیر زیادی از حمایت از کودک شامل مؤلفه ای است که همسر گیرنده را برای هزینه های غیرمستقیم مسئولیت های مراقبت از کودک جبران می کند و نیاز به پشتیبانی همسران برای انجام این کار کمتری دارد. این رویکرد در جایی که درآمد پرداخت کننده بسیار بالاتر از سقف باشد ، از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد شد.[101]
آنچه مشخص است این است که سهام بزرگتر در این سطح درآمدی و پیچیدگی های موارد فردی به این معنی است که دستورالعمل های مشاوره برای نتایج بالاتر از سقف ، خواه مذاکره یا دادخواست ، اهمیت کمتری خواهد داشت.
11. 4 درآمد پرداخت کننده زیر 20،000 دلار/30،000 دلار
"کف" برای استفاده از فرمول ها ، درآمد ناخالص 20،000 دلار در سال است. در زیر آن طبقه ، سفارشات پشتیبانی همسران نادر و در نتیجه استثنایی هستند. برای درآمد پرداخت کننده بین 20،000 تا 30،000 دلار ، هیچ فرضیه ای در برابر پشتیبانی وجود ندارد ، اما ممکن است با توجه به توانایی پرداخت ملاحظات ، از انتهای پایین فرمول خارج شود.
اول وضعیت مربوط به درآمد پرداخت کننده زیر طبقه 20،000 دلار است. به طور کلی ، فرمول های مبلغ و مدت زمان کار نمی کنند که درآمد ناخالص همسر پرداخت کننده کمتر از 20،000 دلار در سال باشد ، زیرا نادر خواهد بود که توانایی پرداخت کافی وجود داشته باشد.[102] با این حال ، ممکن است موارد استثنایی وجود داشته باشد که ممکن است پشتیبانی همسران پرداخت شود ، به عنوان مثالدر جایی که همسر پرداخت کننده با والدین زندگی می کند یا در غیر این صورت هزینه های زندگی را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد ، یا در جایی که هر دو همسر بازنشسته شده و پس از یک ازدواج طولانی درآمده اند.[103] فرمول ها ممکن است در تعیین مقادیر در چنین مواردی کمتر مفید باشند.
یک دلیل خوب دیگر برای اجازه حمایت از همسران در موقعیت های استثنایی زیر کف درآمد وجود دارد. دستورالعمل های مشاوره به مبلغ و مدت زمان ، و نه حق. یک طبقه درآمد مطلق برای مبلغ به طور موثری یک قانون حق را ایجاد می کند ، کاری که این دستورالعمل ها نباید با توجه به ماهیت غیررسمی و مشاوره ای آنها انجام دهند. مسئله حق همیشه باید به عنوان یک موضوع آستانه باز باشد تا با قانون و تفسیر قضایی آن قانون تعریف شود.
مثالهای زیر عملکرد این طبقه 20،000 دلاری را نشان می دهد.
مثال 11. 3
برای مثال در مورد پایین تر ، فرض کنید همسر با درآمد بالاتر پس از یک ازدواج 25 ساله ، 18000 دلار ناخالص در سال را به عنوان درآمد اشتغال بدست می آورد ، اما همسر دیگر به هیچ وجه درآمد ندارد.
با داشتن طبقه 20،000 دلار ، معمولاً با وجود اختلاف درآمد ، پشتیبانی از همسران صفر قابل پرداخت 18000 دلار خواهد بود. دامنه پشتیبانی همسران ایجاد شده توسط فرمول پشتیبانی کودک بدون کودک ، 562 تا 750 دلار (با 706 دلار در ماه) در هر ماه بوده است. در انتهای بالای این محدوده ، با استفاده از ارقام انتاریو ، هر همسر 50 درصد از درآمد خالص ، اما فقط 737 دلار در هر ماه ، زیر نرخ کمک های اجتماعی در اکثر حوزه های قضایی. حتی در پایان پایین این محدوده ، پرداخت کننده فقط درآمد خالص ماهانه 880 دلار در مقایسه با ماهانه 596 دلار گیرنده دارد.
مثال 11. 4
فرض کنید که پرداخت کننده 20،000 دلار ناخالص در سال درآمد دارد ، همسر دیگر درآمدی ندارد و یک فرزند دارد که این به معنای میز حمایت از کودک 172 دلار در هر ماه در انتاریو است.
اگر فرمول پشتیبانی از کودک را در اینجا اعمال کنیم ، پشتیبانی همسران از 319 دلار تا 436 دلار در هر ماه متغیر است. در این سطوح ، والدین حضانت و یک فرزند در حدود 80 درصد از اقدامات کم درآمد بسیار کم درآمد که در برنامه دوم دستورالعمل های پشتیبانی کودک فدرال برای مقایسه استانداردهای خانواده زندگی ، ضمن ترک پرداخت ، باقی مانده است. همسر درآمد خالص ماهانه حدود 925 دلار در ماه.
این اعداد فقط برای کسانی که سالانه 25000 دلار درآمد دارند ، کمی بهبود می یابند. مقدار جدول حمایت از کودک 211 دلار در هر ماه خواهد بود. پس از پرداخت پشتیبانی از همسران در محدوده 436 دلار تا 569 دلار در هر ماه ، درآمد خالص یکبار مصرف پرداخت کننده اینچ کمتر از 1100 دلار در ماه است.
برای همسران با درآمد کم ، ما باید به خصوص در مورد مشوق های کار ، نرخ رفاه و درآمد یکبار مصرف خالص نگران باشیم. ممکن است استدلال های قانع کننده ای برای پرداخت کنندگان کم درآمد برای پرداخت حمایت از کودک در سطح درآمد بسیار پایین وجود داشته باشد ، اما برای حمایت از همسران بزرگسال نیز نمی توان استدلال های مشابهی را مطرح کرد.
برای آن دسته از پرداخت کنندگان که درآمد آنها بیش از 20،000 دلار اما کمتر از 30،000 دلار است ، نگرانی دوم مربوط به آن وجود دارد. برای این پرداخت کنندگان ، با فرض حق ، باید به درصد مورد نظر در فرمول قابل اجرا ، درآمد خالص یکبار مصرف یکبار باقی مانده به همسر پرداخت کننده و تأثیر پرداخت پشتیبانی همسران بر مشوق های کار و سودهای حاشیه ای پرداخت کننده توجه شود.[104] به عنوان مثال ، تحت فرمول بدون حمایت از کودک ، یک ازدواج کوتاه تر به معنای درصد کمتری و از این رو نیش کوچکتر از درآمد پرداخت کننده است ، بر خلاف نمونه های 25 ساله ازدواج ما در بالا. یا به عنوان مثال دیگر ، برای یک پرداخت کننده با درآمد در این منطقه 20،000 تا 30،000 دلار و تغییر ، ساعات اضافه کاری یا کار فصلی قابل تغییر است ، نگرانی های واقع بینانه در مورد تمایزها برای کار وجود دارد. این انعطاف پذیری همچنین از "اثر صخره ای" برای پرداخت کنندگان دقیقاً بالاتر از طبقه 20،000 دلار جلوگیری می کند ، جایی که یک پرداخت کننده ناگهان از صفر پشتیبانی همسران به مبلغ فرمول صرفاً به دلیل چند دلار بیشتر در سال می رود.
از آنجا که این موارد دقیقاً بالاتر از کف درآمد است ، این موقعیت هایی هستند که می توانند به عنوان "استثنائات" عملکرد فرمول ها رفتار شوند ، بر خلاف مواردی که درآمد پرداخت کننده زیر کف است. اما نگرانی های موجود در این دو موقعیت هر دو از عملکرد کف بوجود می آیند ، بنابراین ما در اینجا با آنها سر و کار داشته ایم.
پرسش و پاسخ بورس...
ما را در سایت پرسش و پاسخ بورس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ماندانا اصلانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
11 شهريور
1402 ساعت: 23:12