استراتژی های حصارکشی ، یعنی عبارات پایین یا عبارات آزمایشی یا امکان ، در اکثر زبان ها ، اگر نه همه ، همه گیر هستند. با این حال ، پرچین اغلب در بین زبانها به طور متفاوتی تحقق می یابد ، و چنین راهکارهایی را برای مطالعه از دیدگاه متضاد جالب می کند. هدف اصلی این مطالعه ، مقایسه انواع استراتژی های محافظت شده به کار رفته در مکالمات گفتاری غیررسمی نروژی و انگلیسی با استفاده از داده های Corpus که اخیراً گردآوری شده است. برای فعال کردن یک مقایسه متقابل زبانی ، از یک کاوشگر استفاده شد ، یعنی یک اصطلاح جستجو برای یافتن عناصر دیگر ، اطراف در شرکت ها ابداع شد و از این طریق موقعیت های گفتاری قابل مقایسه ای را که در آن استراتژی های پرچین اتفاق می افتد بازیابی می کند. این کاوشگر در بازیابی استراتژی های محافظت از Hedging موفق بود و سپس این استراتژی ها با استفاده از ترکیبی از دسته بندی ها از چارچوب های طبقه بندی موجود توضیح داده شد. این تجزیه و تحلیل چندین تفاوت مهم در انواع استراتژی های محافظت از استفاده در دو زبان را کشف کرد.
خلاصه
استراتژی های حصارکشی ، یعنی عبارات پایین یا عبارات آزمایشی یا امکان ، در اکثر زبان ها ، اگر نه همه ، همه گیر هستند. با این حال ، پرچین اغلب در بین زبانها به طور متفاوتی تحقق می یابد ، و چنین راهکارهایی را برای مطالعه از دیدگاه متضاد جالب می کند. هدف اصلی این مطالعه ، مقایسه انواع استراتژی های محافظت شده به کار رفته در مکالمات گفتاری غیررسمی نروژی و انگلیسی با استفاده از داده های Corpus که اخیراً گردآوری شده است. برای فعال کردن یک مقایسه متقابل زبانی ، از یک کاوشگر استفاده شد ، یعنی یک اصطلاح جستجو برای یافتن عناصر دیگر ، اطراف در شرکت ها ابداع شد و از این طریق موقعیت های گفتاری قابل مقایسه ای را که در آن استراتژی های پرچین اتفاق می افتد بازیابی می کند. این کاوشگر در بازیابی استراتژی های محافظت از Hedging موفق بود و سپس این استراتژی ها با استفاده از ترکیبی از دسته بندی ها از چارچوب های طبقه بندی موجود توضیح داده شد. این تجزیه و تحلیل چندین تفاوت مهم در انواع استراتژی های محافظت از استفاده در دو زبان را کشف کرد.
کلمات کلیدی: Hedging ؛انگلیسی/نروژی ؛طبقه بندی؛چارچوب طبقه بندی
1. معرفی
درک مفهوم محافظت از آن به طرز چشمگیری تغییر کرده است زیرا برای اولین بار به موضوع مورد علاقه تحقیق در دهه 1960 تبدیل شد. Hedging از درک به عنوان یک ویژگی معنایی یک کلاس از کلمات به یک مفهوم گسترده عملگرا که شامل تقریباً هرگونه بیان آزمایشی یا امکان یا با عملکرد نرم کننده یا کم تحرک است ، درک شده است. با این تعریف ، استراتژی های محافظت در هر دو زبان مکتوب و گفتاری در اکثر زبان ها ، اگر نه همه ، زبانها ، همه گیر است ، و محافظت از آن بخشی اساسی از صلاحیت عملی ما است ، یعنی توانایی "برقراری" پیام مورد نظر شما با تمام ظرافت های خوددر هر زمینه اجتماعی و فرهنگی و تفسیر پیام متقابل خود همانطور که در نظر گرفته شده بود "(فریزر ، 2010: 15). پدیده های عملی ، مانند پرچین ، به ویژه برای مطالعه از دیدگاه متضاد جالب است ، زیرا تحقق آنها اغلب در بین زبانها مطابقت ندارد (رومرو-تریلو ، 2018). به عنوان مثال در نروژی ، پرچین ممکن است از طریق ذرات معین بیان شود ، که در بیشتر موارد ، ترجمه مستقیمی به زبان انگلیسی ندارند (یوهانسون و لکن ، 1997). این باعث می شود مطالعات متضاد در مورد محافظت از اهمیت ویژه ای باشد ، زیرا آنها "به شباهت ها و تفاوت های بین زبانها و فرهنگ ها می درخشند" (Kaltenböck ، Mihatsch و Schneider 2010: 2).
در مطالعات مربوط به استراتژی های محافظت ، چارچوب های طبقه بندی ، مانند شاهزاده ، Frader و Bosk (1982) و Hyland (1996 ، 1998) ، اغلب برای توصیف و تمایز بین استراتژی ها استفاده می شوند. چنین چارچوب هایی در مورد نوع استراتژی محافظت ، یعنی اینکه آیا مربوط به رابطه بین قسمت های گزاره ، بین گوینده و گزاره یا بین گوینده و شنونده است ، چیزی می گویند. با این حال ، یک چالش با بسیاری از چارچوب های طبقه بندی غالب این است که آنها مبتنی بر انواع گفتمان خاص و اغلب بسیار رسمی هستند ، مانند تعامل پزشک و پزشک (پرنس و همکاران ، 1982) ، تعامل پزشک-بیمار (کافی ، 1999)، مقالات علمی از مجلات پزشکی (Salager-Meyer ، 1994) یا مقالات علمی در زیست شناسی مولکولی (هایلند ، 1996). بیشتر چارچوب ها نیز به طور انحصاری بر روی داده های انگلیسی پایه گذاری شده و برای تجزیه و تحلیل محافظت از انگلیسی به زبان انگلیسی تهیه شده اند. در نتیجه ، هنگامی که در مطالعات سایر انواع و زبانهای گفتمان مورد استفاده قرار می گیرد ، چالش ها بوجود می آیند.
هدف از این مطالعه دو جنبه است. اول، هدف این مطالعه شناسایی شباهت ها و تفاوت ها در انواع استراتژی های پوششی مورد استفاده در مکالمات گفتاری غیررسمی نروژی و انگلیسی است. برای بازیابی استراتژی های پوشش ریسک از مجموعه های نروژی و انگلیسی، یک کاوشگر، تعریف شده در بخش 4. 1، استفاده خواهد شد. مصون سازی در نروژی هنوز مورد تحقیق قرار نگرفته است (Vold, 2006: 63) و مطالعات اندکی در مورد نروژی که وجود دارد یا به بررسی مصون سازی در گفتمان نوشتاری می پردازد (مثلاً Vold, 2006) یا پوشش ریسک را به عنوان یکی از چندین کارکرد عملی نشانگرهای مختلف عملی مطالعه می کند. به عنوان مثال، اندویک، 1992؛ برتلین و بورتن، 2019). در زبان انگلیسی، پوشش ریسک از دیدگاه های مختلف و در انواع مختلف گفتمان مورد مطالعه قرار گرفته است (برای بحث بیشتر به بخش 2 مراجعه کنید). با این حال، اکثر این مطالعات به مصون سازی در گفتمان نوشتاری اختصاص دارد (به عنوان مثال هایلند، 1996؛ مارککانن و شرودر، 1997). بنابراین، هنوز نیاز به بررسی پوشش در زبان گفتاری غیررسمی وجود دارد. علاوه بر این، دسترسی به مجموعه های تازه منتشر شده از مکالمات گفتاری غیررسمی به زبان انگلیسی، یعنی مجموعه ملی گفتاری بریتانیا 2014 (Love, Dembry, Hardie, Brezina and McEnery, 2017) امکان تحقیق در مورد محافظت در گفتار غیررسمی انگلیسی امروزی را فراهم می کند. این مجموعه به تازگی گردآوری شده از گفتمان گفتاری معاصر منبعی منحصر به فرد برای بررسی پدیده های عمل گرایانه مانند پوشش در مکالمات معتبر روزمره فراهم می کند.
دوم، برای اطمینان از مبنایی مناسب برای مقایسه بین زبانی، یک چارچوب طبقه بندی عملیاتی برای توضیح استراتژی های پوشش در مکالمات گفتاری غیررسمی نروژی و انگلیسی مورد نیاز است. با توجه به دانش نویسنده، هیچ چارچوب طبقه بندی برای استراتژی های پوشش در زبان گفتاری غیررسمی ایجاد نشده است. با این حال، چارچوب های طبقه بندی موجود، نقاط شروع ارزشمندی را برای توصیف استراتژی های پوشش ریسک در گفتمان غیررسمی فراهم می کنند. بر اساس داده های پیکره، چارچوب مورد استفاده در این مطالعه بر اساس چهار مورد از رایج ترین چارچوب های طبقه بندی استراتژی پوشش ریسک، یعنی پرینس و همکاران، خواهد بود.(1982)، Hübler (1983)، Hyland (1996، 1998) و Caffi (1999). 1 مجموعه داده دوزبانه از منظر عمل شناسی متضاد مهم است زیرا تضمین می کند که طرح طبقه بندی یکسانی می تواند به طور مساوی برای هر دو زبان اعمال شود. اهداف پژوهش را می توان در دو سوال تحقیق خلاصه کرد:
- تفاوت ها و شباهت ها در انواع استراتژی های محافظت شده در مکالمات گفتاری غیررسمی نروژی و انگلیسی چیست؟
- تا چه اندازه می توان دسته بندی هایی از چارچوب های طبقه بندی کننده موجود را با هم ترکیب کرد (و یا اصلاح شده) تا استراتژی های محافظت در شرکت های نروژی و انگلیسی مکالمات گفتاری غیر رسمی را به خود اختصاص دهد؟
اگرچه RQ1 سؤال تحقیق اصلی این مطالعه است ، برای توصیف و طبقه بندی استراتژی های محافظت از این دو زبان ابتدا باید RQ2 مورد بررسی قرار گیرد. هر دو سؤال تحقیق با توجه به تحقیقات قبلی در مورد محافظت از انگلیسی و نروژی همانطور که در بخش 2 بیان شده است ، مورد بحث قرار خواهد گرفت. در بخش 4 بیان شده است. داده ها و رویکرد روش شناختی اتخاذ شده در بخش 4. 1 و نتایج مورد بحث در بخش های 4. 2. 2 تا 4. 2. 4 ارائه می شود. برخی از اظهارات نتیجه گیری در بخش 5 ارائه می شود.
2 تحقیق قبلی در مورد محافظت
شروع تحقیقات پوشش ریسک در اواسط دهه 1960 اغلب در ارتباط با معرفی نظریه مجموعه های فازی (زاده، 1965) و مفهوم عملگرهای فرازبانی (Weinreich, 1966) دیده می شود. در نظریه مجموعه های فازی، مرزهای بین طبقات اشیاء فازی در نظر گرفته می شود، یعنی می توان در مورد درجات عضویت در کلاس صحبت کرد. به عنوان مثال، سگ عضوی اولیه از طبقه جانوران است، اما باکتری ها عضوی کمتر نمونه اولیه خواهند بود (زاده، 1965: 338). اصطلاح عملگرهای فرازبانی به کلماتی اطلاق می شود که نشان می دهند پدیده ها چگونه باید تفسیر شوند (Weinreich, 1966: 168). برای مثال کلمه about can در برخی زمینه ها نشان می دهد که چیزی تقریبی است. بر اساس این کار، لاکوف (1972: 471)، اصطلاح پرچین را برای توصیف کلماتی که وظیفه آنها تغییر عضویت در دسته یک کلمه یا عبارت است، معرفی کرد. مفهوم اولیه پوشش ریسک شامل کاهش و تقویت عضویت در کلاس بود. لاکوف عمدتاً به ویژگی های این دسته از کلمات و اینکه چگونه آنها غیرنمونه بودن اشیا را نشان می دهند، یعنی چیزها را کم و بیش مبهم می کنند، علاقه مند بود. این نوع پوشش، بعداً به عنوان پوشش گزاره ای نامیده می شود، برخلاف پوشش عمل گفتاری، که به پوشش هایی اشاره دارد که قدرت یک کنش گفتاری را کاهش می دهند (فریزر، 2010). جنبه عمل گفتاری پرچین بیشتر از طریق کار براون و لوینسون (1987) توسعه یافت، که پوشش محافظتی را برای توضیح پدیده های ادب در استفاده از زبان مطالعه کردند. آنها پوشش را به عنوان کاربرد مجموعه ای از راهبردها توضیح می دهند که تهدید چهره گوینده و شنونده را به حداقل می رساند، یعنی آرزوی آن ها برای خواسته شدن، و نه تحمیل شدن توسط دیگران (براون و لوینسون، 1987: 62). تمایز دوتایی بین پوشش گزاره ای و پوشش عمل گفتاری به عنوان پایه ای برای چندین چارچوب طبقه بندی استراتژی پوشش که بعداً توسعه یافتند، عمل کرده است.
مفهوم حصار در نتیجه تأثیر فزاینده تحقیقات عملی از دهه 1980 به بعد بیشتر شد. جنبه تقویت Hedging ، معرفی شده توسط لاکوف (1972) ، تقریباً کنار گذاشته شد (فریزر ، 2010: 26) ، و تحقیقات Hedging با محوریت جنبه میرایی قرار گرفت. از دهه 1980 به بعد ، مطالعاتی در مورد خواص عبارات محافظت از فردی انجام شد (به عنوان مثال Aijmer ، 1984). همچنین چندین تلاش برای زیر طبقه بندی پرچین ها بر اساس معیارهای مختلف وجود داشت (Fraser ، 2010 ؛ Clemen ، 1997) (برای بحث بیشتر به بخش 3 مراجعه کنید). استفاده از عبارات حصیری در ژانرهای مختلف گفتمان کتبی ، به ویژه در متون دانشگاهی (به عنوان مثال Salager-Meyer ، 1994 ؛ Hyland ، 1996 ، 1998) ، به زبان یادگیرنده (به عنوان مثال یانگ ، 2013) و در سراسر زبان ها و فرهنگ ها مورد بررسی قرار گرفت (به عنوان مثال Tchizmarova، 2005 ؛ کرانیچ ، 2011). Hedging همچنین به عنوان یک عملکرد عملی از عبارات خاص مانند نشانگرهای عملی مورد مطالعه قرار گرفته است (به عنوان مثال Jucker and Ziv ، 1998 ؛ Andersen ، 2001 ؛ Hasund ، 2003) ، و به عنوان جنبه ای از پدیده های مرتبط مانند زبان مبهم (به عنوان مثال کانال ، 1994 ؛Jucker ، Smith and Lüdge ، 2003 ؛ Overstreet ، 2011) ، Modality (به عنوان مثال هولمز ، 1982 ؛ Coates ، 1987 ؛ Farr and O'Keeffe ، 2002) و کاهش (به عنوان مثال Fraser ، 1980 ؛ Caffi ، 1999).
در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 ، Hedges همچنین به منطقه مورد علاقه تحقیقات عملی نروژی تبدیل شد. مفهوم Dempere ("ضعیف کننده ها" ، "پرچین ها") برای اولین بار در Frethem (1979) ذکر شد و سپس در Fretheim (1981) مورد بررسی قرار گرفت. فریتیم (1981) اظهار داشت كه نقشه برداری وی از پرچین های مختلف به نروژی ، تلاشی برای ایجاد موضوعی زبانی است كه در آن تقریباً هیچ تحقیقاتی انجام نشده است (Fretheim ، 1981: 95). از دهه 1980 ، تحقیقات پرچین نروژی با تحقیقات در مورد ذرات عملی همپوشانی داشته است (به عنوان مثال ، آندویک ، 1992 ؛ هاشوند ، 2003 ؛ برتلین و بورتن ، 2019). چنین مطالعاتی در درک چگونگی تحقق محقق در نروژی مهم بوده است ، اما تحقیقات بیشتری لازم است تا درک کنیم که چگونه حصار در نروژی فراتر از استفاده از ذرات عملی بیان می شود. به دانش نویسنده ، تنها مطالعه ای که در درجه اول به محافظت از نروژی اختصاص یافته است ، مربوط به ولد (2006) است که استفاده از نشانگرهای روش معرفتی را در مقالات علمی نروژی ، انگلیسی و فرانسه مقایسه می کند.
پیشرفت منعکس شده در این بدنه گسترده از تحقیقات منجر به تعریف بسیار گسترده تری از محافظت از آنچه توسط لاکوف (1972) ارائه شده است. امروز ، پرچین ها عمدتاً به عنوان "تحقق یک استراتژی تعامل/ارتباطی" در نظر گرفته می شوند (مارکانن و شرودر ، 1997: 5). مفهوم "فازی" به معنای لاکوفیا گسترش یافته است که شامل عناصری مانند عدم اطمینان ، عدم دقت و عدم تعهد گوینده به محتوای گزاره ای نیز می شود (Prokofieva and Hirschberg ، 2014: 1). علاوه بر این ، ایده یک کلاس گرامری از پرچین ها کنار گذاشته شده است و اکنون توافق کلی وجود دارد که "هیچ آیتم زبانی ذاتاً پرچین نیست" (Clemen ، 1997: 241) و "دستگاه های پرچین از هر دسته نحوی ترسیم می شوند" (Fraser ،2010: 23).
اگرچه اکثر محققان اکنون موافق هستند که محافظت از نوعی استراتژی است ، تعاریف اعمال شده در مطالعات مربوط به محافظت از برخی جهات هنوز متفاوت است. برخی از تعاریف از دیدگاه بلندگو گرا تدوین شده است ، به عنوان مثال Fraser (2010: 22) ، جایی که محافظت از آن به عنوان "یک استراتژی بلاغی" توصیف می شود ، که توسط آن یک گوینده [...] می تواند نشانگر عدم تعهد به عضویت کامل معنایی باشدیک عبارت […] یا تعهد کامل به نیرو "، در حالی که دیگران نیز چشم انداز شنونده را شامل می شوند. به عنوان مثال ، هولمز (1982: 9) ، اظهار داشت كه محافظت از این وسیله ای است كه توسط بلندگوها برای بیان نگرش خود به گزاره و "بازتاب برداشت آنها از رابطه آنها با كسانی كه گوش می دهند" مورد استفاده قرار می گیرد. Hyland (1998: 1) محافظت از این امر را به عنوان هر وسیله زبانی تعریف می کند که نشان دهنده عدم تعهد به حقیقت یک گزاره یا تمایل به "بیان این تعهد" نیست. اگرچه در این تعریف صریحاً به صراحت ذکر نشده است ، هایلند (1996: 446) توضیح می دهد که چگونه پرچین عملکردی بین فردی دارد و از آن برای جذابیت خواننده استفاده می شود. به همین ترتیب ، Tchizmarova (2005: 1146) حصار را به عنوان استراتژی می فهمد که "سخت گیری یا خصومت نیروی اقدامات شخص را کاهش می دهد ، نیروی سخنان را نرم می کند و آنها را برای شنونده قابل قبول تر می کند."این جنبه استیناف حصار نیز در رابطه با کارکردهای نشانگرهای عملی نروژی مورد بحث قرار گرفته است. Fretheim (1981: 87-88) بین Ego-Dempere ("Hegeges Ego") و Alter-Dempere ("alter-hedges") تمایز قائل می شود ، با بیان اینکه برخی از عبارات برای بیان عدم اطمینان بلندگو نیز به طور ضمنی به دنبال تأیید از شنونده هستند.
در این مطالعه ، پرچین به عنوان استراتژی های گفتمان است که باعث کاهش نیرو ، حقیقت یا تأثیر منفی درک شده از یک حرف بر شنونده می شود. این دیدگاه شامل تمرکز شنونده گرا ذکر شده در فریتیم (1981) ، هایلند (1996) و Tchizmarova (2005) است ، و به این ترتیب فراتر از تمایز بین محافظت از درون گزاره و پرچین بین بلندگو و گزاره است ، که مشخصه بسیاری از مطالعات Heding استبشر
3 چارچوب طبقه بندی استراتژی Hedging
اولین تلاش های جامع برای ایجاد چارچوبی برای طبقه بندی پرچین ها در اوایل دهه 1980 انجام شد. هدف از چنین چارچوبها تقسیم پرچین ها به زیر شاخه ها بود تا ماهیت و دامنه استراتژی های مختلف محافظت را بهتر درک کند. فریزر (2010) از حدود 20 زیر شاخه پیشنهادی از چارچوبهای مختلف طبقه بندی شده که از دهه 1980 به بعد تهیه شده است ، ذکر می کند. با این حال ، فقط برخی از این چارچوب ها ، که در جزئیات بیشتر در زیر شرح داده شده اند ، در مطالعات استراتژی های حصیری به طور گسترده ای به کار رفته اند. در این مقاله ، من سعی خواهم کرد که دسته بندی ها را از چارچوب های طبقه بندی کننده موجود در یک چارچوب اصلاح شده برای محافظت در مکالمات گفتاری ترکیب کنم تا استراتژی های حصیری را که در مکالمات گفتاری غیررسمی نروژی و انگلیسی استفاده می شود ، حساب کنم.
پرنس و همکاران.(1982) اولین چارچوب کاملاً تصدیق شده برای محافظت در تعامل گفتاری را توسعه داد. چارچوب آنها ناشی از تحقیقات در مورد گروه تعامل بین پزشکانی است که در یک بخش کودکان کار می کنند. آنها درک خود را از پرچین ها بر مفهوم فازی لاکوف (1972) پایه گذاری می کنند ، اما بین دو نوع فازی ، یعنی در محتوای گزاره و در رابطه بین بلندگو و محتوا ، تمایز قائل می شوند. این دو نوع استراتژی حصارکشی بیشتر به چهار دسته تقسیم می شوند: آداپتور ، دور ، سپرهای قابل قبول و سپرهای انتساب. آداپتورها حاکی از عدم انعطاف پذیری هستند و ممکن است وقتی گوینده یک کلمه موجود را با یک وضعیت جدید تطبیق دهد ، به عنوان مثال ، مورد استفاده قرار گیرد. پاهای او به نوعی آبی بود. دور از دست استفاده می شود که بلندگو بخواهد یا نیازی به ارائه اطلاعات دقیق ندارد ، به عنوان مثال. وزن وی تقریباً 3. 2 کیلوگرم بود. هر دو مورد استفاده می شوند تا نشان دهند که وضعیت واقعی یکسان نیست ، بلکه نزدیک به وضعیت نمونه اولیه است (پرنس و همکاران ، 1982: 11). سپرهای قابل قبول نشانگر عدم اطمینان از طرف گوینده نسبت به محتوای گزاره است ، به عنوان مثالمن فکر می کنم پاهای او آبی است. سپرهای انتساب هنگامی استفاده می شوند که گوینده می خواهد اعتقاد بیان شده در گزاره را به شخص دیگری نسبت دهد ، به عنوان مثال. طبق برآوردهای وی ، ضربان قلب در دو دقیقه بازگردد. سیستم پرنس و همکاران (1982) همچنین الهام بخش تلاش های بعدی برای ایجاد چارچوب های طبقه بندی شده ، مانند Salager-Meyer (1994) ، که از برچسب هایی مانند آداپتورها ، گردها و سپرها در توضیحات خود در مورد استراتژی های محافظت شده استفاده می شود ، الهام گرفته است. گفتمان پزشکی انگلیسی.
این همان تمایز باینری بین محافظت از درون گزاره و پرچین بین گوینده و گزاره در هابلر (1983) ، که تألیف اولین مونوگرافی در مورد پرچین ها بود ، یافت می شود. او استدلال می کند که از پرچین ها ممکن است برای بیان "نگرش گوینده به شنونده در مورد گزاره" (ص 11) استفاده شود و بین تفکیک ها و پرچین ها تمایز قائل شود ، جایی که فراموشی ها مربوط به محتوای گزاره ، یعنی قسمت فراخوانی جمله است ، وHedges مربوط به ادعای گوینده در مورد اعتبار گزاره ، یعنی قسمت جدید این جمله است. با این حال ، تمایز هابلر حمایت کمی دریافت کرده است زیرا معمولاً فراموشی ها به عنوان زیر مجموعه ای از پرچین ها در نظر گرفته می شوند (Clemen ، 1997: 241).
پدیده مربوط به استراتژی های کاهش نیز بسته به دامنه آنها در گفتار می تواند به انواع مختلفی تقسیم شود. در ابتدا کاهش به عنوان کاهش اثرات ناخواسته یک عمل گفتاری بر روی شنونده تعریف شده است (فریزر ، 1980: 341) ، اما اکنون به عنوان مترادف برای تضعیف ، کاهش و پایین آمدن در نظر گرفته می شود (کافی ، 1999: 884). اگرچه کاهش و محافظت از آن به عنوان دو مفهوم مختلف در نظر گرفته شده است (فریزر ، 1980: 344) ، گسترش این مفاهیم باعث شده است که آنها تا حد زیادی همپوشانی داشته باشند و بنابراین چارچوب های کاهش نیز به مطالعه استراتژی های محافظت از سر می زنند. کافی (1999) چارچوبی را برای توصیف استراتژی های کاهش ایجاد کرد که شباهت خود را با چارچوب پرنس و همکاران (1982) نشان می دهد. کافی (1999) بین کاهش گزاره ، بوته ها ، کاهش در مورد استفاده از منشأ ، پرچین ها و کاهش در منبع گفتاری ، سپرها ، یعنی پنهان کردن اپراتور کاهش یافته ، تمایز قائل است. این دسته از سپرها مربوط به آنچه پرنس و همکاران است.(1982) سپرهای انتساب تماس. با این حال ، در حالی که پرنس و همکاران.(1982) شامل عبارات واژگانی است که به شخص دیگری در این گروه نسبت می دهد ، کافی (1999: 896) همچنین شامل حذف کامل منبع است ، به عنوان مثال در بندهای منفعل مشاهده می شود که عامل مسئول عمل در ساختار نحوی پنهان استبشرمثل پرنس و همکاران.(1982) ، کافی (1999) همچنین از داده های گفتمان پزشکی استفاده می کند. دومی داده های گرفته شده از نسخه ای از رونوشت های مکالمات پزشک و روان درمانی ، اما به زبان ایتالیایی و نه انگلیسی را مورد مطالعه قرار می دهد.
اگرچه Hyland (1996) در گفتمان کتبی مورد حمایت قرار گرفت ، اما چارچوب وی هنگام تجزیه و تحلیل مکالمات گفتاری نیز مرتبط است ، زیرا حاوی مقوله ای است که نه پرنس و همکاران.(1982) و نه کافی (1999) شامل پرچین های خواننده گرا است. هایلند (1996) بین محتوای محور و خواننده محور در جایی که سابق مربوط به رابطه بین گزاره و بازنمایی جهان است ، متمایز می شود ، و دومی پرچین هایی هستند که به دنبال پذیرش توسط خواننده برای ادعای مطرح شده توسط نویسنده هستند و دارندیک عملکرد تعامل از این نظر (هایلند ، 1996: 446). پرچین های محتوا گرا بیشتر به پرچین های دقت گرا و نویسنده گرا تقسیم می شوند (هایلند ، 1996: 436-437). نوع سابق مربوط به پرچین های ابراز مطالبات علمی نامشخص با احتیاط مناسب برای کاهش خطر رد ، به عنوان مثال است. لخته های EGTA احتمالاً از الیاف نازک تر از […] تشکیل شده است. نوع دوم مربوط به پرچین است که نویسنده را قادر می سازد از خود در برابر انتقاد محافظت کند ، به عنوان مثال. ارقام حاکی از آن است که […]. استراتژی های با دقت محور بیشتر به پرچین های ویژگی تقسیم می شوند که نشان می دهد میزان محتوای گزاره دقیقاً توصیف شده است ، و حمایت از قابلیت اطمینان که نشان دهنده میزان اعتماد به نفس نویسنده است. پرچین های خواننده گرا در مورد پذیرش اظهارات به شنونده شرکت می کنند و برخی از خصوصیات را با هدهای تغییر یافته ارائه شده توسط Frethem (1981) به اشتراک می گذارند. مقولات پیشنهادی Hyland (1996 ، 1998) به دلیل همپوشانی و تشخیص دشوار مورد انتقاد قرار گرفته است (Diewald ، 2006). با این وجود ، چارچوب وی به طور گسترده در مطالعات مربوط به محافظت از گفتمان علمی پذیرفته شده است.
به طور کلی ، چارچوب های طبقه بندی شده پنج منطقه اصلی را که در آن پرچین صورت می گیرد ، شناسایی می کنند. جدول 1 برچسب هایی را که در چارچوب های مختلف و نحوه همپوشانی آنها استفاده می شود ، خلاصه می کند. این پنج حوزه و زیر شاخه های مربوط به استراتژی های محافظت از Hedging به عنوان نقطه عزیمت برای تجزیه و تحلیل داده های Corpus نروژی و انگلیسی استفاده شد (که در بخش 4 شرح داده شده است). برچسب هایی که در این مطالعه استفاده شده است در ردیف پایین جدول 1 ارائه شده است.
پرسش و پاسخ بورس...
ما را در سایت پرسش و پاسخ بورس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ماندانا اصلانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : يکشنبه
12 شهريور
1402 ساعت: 14:56