تفسیر: تجارت فرکانس بالا چگونه از همه سرمایه گذاران سود می برد

ساخت وبلاگ

وینستون چرچیل یک بار مشهور اظهار داشت که منتقدین وی داستانی را در مورد یک ملوان یادآوری می کنند که به یک خلیج Dockside پرید تا یک پسر کوچک را از غرق شدن نجات دهد. حدود یک هفته بعد این ملوان توسط زنی که پرسید ، "آیا شما مردی هستید که شب دیگر پسرم را از آب خارج کرده اید؟"ملوان با کمال پاسخ داد که او است. زن گفت: "آه" ، شما مردی هستم که من به دنبالش هستم. کلاه او کجاست؟ "

مانند مادر پسر که نتواند از اقدامات ملوان قدردانی کند ، منتقدان تجارت با فرکانس بالا نمی توانند از سهم عمده ای که معامله گران با استفاده از استراتژی های فرکانس بالا در جهت اطمینان از بازارهای حقوق صاحبان سهام کشور ما عادلانه ترین ، شفاف ، انعطاف پذیر و پایین ترین جهان ، قدردانی می کنند. هزینه.

به طور خاص ، اخیراً گروهی از منتقدین ادعا کرده اند که معامله گران به اصطلاح "فرکانس بالا" ، که اکنون تقریباً 60 درصد از حجم معاملات در بازارهای سهام ایالات متحده را تشکیل می دهند و نقدینگی مهمی را برای همه سرمایه گذاران فراهم می کنند ، به بازار با ناعادلانه آسیب می رسانند، معاملات سوداگرانه ای که باعث می شود قیمت سهام بی نیاز به ضرر سرمایه گذاران باشد.

تغییرات این نگرانی توسط برخی از ناظران بسیار تحصیل کرده و با ذکاوت بازار مطرح شده است ، و باعث می شود کمیسیون بورس اوراق بهادار و برخی از کارکنان کنگره معاینه دقیق تری را آغاز کنند که می تواند منجر به اقدامات طراحی شده برای کاهش ، از بین بردن یا مهار استفاده از فرکانس بالا شود. استراتژی های معاملاتی.

از قضا ، عمل بر روی نگرانی های منتقدین و مهار تجارت فرکانس بالا ، در واقع نوع واکنش های بازار را که منتقدین به آن نگران هستند ، ایجاد می کند و باعث آسیب اقتصادی قابل توجهی به سرمایه گذاران فردی ، نهادهای بزرگ و در نهایت اقتصاد کشور ما می شود.

پیشینه تاریخی برای درک تجارت فرکانس بالا و انتقادات مربوط به آن ، اولین بار برای بررسی برخی از تاریخچه بازار سهام اخیر مفید است. در سال 1996 ، وزارت دادگستری دریافت که 24 سازنده اصلی بازار NASDAQ درگیر "یک عمل در سراسر صنعت است که هزینه های معامله را برطرف می کند" و "رفتار ضد رقابتی که منجر به هزینه های معاملات بالاتر برای سرمایه گذاران و موسسات شخصی شده یا فروخته شده استسهام. "

به همین ترتیب ، در سال 2003 ، کمیسیون بورس و اوراق بهادار با پنج متخصص بورس اوراق بهادار نیویورک به دلیل نقض قوانین اوراق بهادار فدرال و قوانین مبادله با اجرای سفارشات برای حسابهای فروشنده خود پیش از سفارشات مشتری عمومی ، به تسویه حساب رسید.

حتی کالپرز ، بزرگترین برنامه بازنشستگی عمومی ، علیه متخصصان برای به کار بردن "مصنوعات برای جعل" و استدلال "که سفارشات NYSE با بهترین قیمت های موجود پر نشده است" شکایت کرد و در عوض ، به گونه ای اجرا شد که "از نظر مالی"متخصصاندر پی این رسوایی ها ، SEC مقرراتی را اتخاذ کرد که باعث ایجاد رقابت با سازندگان و متخصصان سنتی بازار شد که نسل ها بر وال استریت حاکم بودند.

یکی از تغییرات مهم SEC ، سازندگان یا متخصصان بازار را ملزم به نمایش عمومی سفارشات محدودیت قیمت برای خرید یا فروش ، صرف نظر از اینکه این سفارش توسط یک فرد یا یک موسسه وارد شده باشد. دیگر سازنده بازار یا سرمایه گذار متخصص را کنترل نکرد و به اطلاعات قیمت گذاری که برای یک بازار عادلانه بسیار مهم است دسترسی پیدا نکرد. در همان دوره زمانی ، مجموعه مهم دیگری از مقررات SEC باعث ایجاد و رشد سیستم های تجاری جایگزین تمام الکترونیک (معروف به "ATSS") شد.

این دو اصلاحات یکدیگر را تکمیل کردند زیرا ATSS پیشرفته از نظر فنی نمایش عمومی فوری سفارشات محدودیت با قیمت را تسهیل می کند و فرصتی را برای نوع تخلف که منجر به رسوایی های قبلی شده است ، کاهش می دهد.

این دو اصلاحات اصلی SEC باعث ظهور نژاد جدید معامله گر حرفه ای شد که با استفاده از برنامه های رایانه ای خودکار برای ورود به سفارشات مستقیم به بازار ، رقابت با سازندگان و متخصصان سنتی وال استریت را آغاز کرد. این معامله گران که به عنوان "معامله گران فرکانس بالا" شناخته می شوند ، به فناوری و تجزیه و تحلیل دقیق اعتماد کردند تا قیمت های بهتری را برای سرمایه گذاران ارائه دهند.

آنها به جای اینکه در منهتن تحتانی قرار بگیرند ، در سراسر کشور پخش شدند. در جایی که گارد قدیمی یک معامله گر را در صفحه کلید قرار داد و 15-20 سهام را پوشش می داد ، این معامله گران با فرکانس بالا و کارآمد می توانند از رایانه ها برای تجارت هزاران سهام به طور همزمان استفاده کنند.

راندمان این سیستم های خودکار به معامله گران فرکانس بالا اجازه می دهد تا سود خود را بدست آورند ، حتی در هنگام بیرون کشیدن حاشیه های نازک تیغ از کسری از یک پنی در هر سهم به جای 5 یا 10 سنت در هر سهم معامله گران سنتی وال استریت عادت به ساخت داشتند.

تغییر یک شبه در الگوهای معاملاتی شاخص NASDAQ 100 در سال 2001 تأثیرات رقابتی اصلاحات SEC را برجسته می کند و تسلط تاجران با فرکانس بالا و بازارهای الکترونیکی را پیش بینی می کند. در آن زمان ، ETF برای شاخص NASDAQ 100 (که در آن زمان به عنوان QQQ شناخته می شد) امنیت فعال ترین تجارت بود و در درجه اول در بورس اوراق بهادار آمریکا که از یک سیستم تخصصی مبتنی بر طبقه دستی استفاده می کرد ، معامله می شد. با استفاده از ATSS ، معامله گران فرکانس بالا با استفاده از سیستم های تجاری خودکار کارآمد خود برای محدود کردن گسترش های نقل شده در QQQ از چندین سکه به پایین به دهم یک پنی ، شروع به صرفه جویی در سرمایه گذاران میلیون ها نفر در این روند کردند.

در طی چند ماه ، سرمایه گذاران با پاهای خود رای دادند و بازارهای الکترونیکی را که شامل نقدینگی و گسترش باریک تر معامله گران فرکانس بالا بود ، مکان های غالب برای QQQ ساختند. سرمایه گذاران هرگز به عقب نگاه نکردند. سرانجام ، NYSE و بازار سهام NASDAQ مجبور شدند این بازارهای الکترونیکی را که به معامله گران فرکانس بالا پذیرایی می کردند ، خریداری کنند (مجمع الجزایر توسط NYSE و Inet توسط بازار سهام NASDAQ خریداری شد). مدل سازنده سنتی و غیر رقابتی Wall Street Market جایگزین شد و مبادلات به بازارهای الکترونیکی باز ، عادلانه و شفاف تبدیل شدند.

پرداختن به چگونگی بهره مندی از سرمایه گذاران و منتقدین کاهش هزینه های معاملات: سرمایه گذاران از مزایای اصلاحات SEC که منجر به افزایش معامله گران فرکانس بالا و بازارهای الکترونیکی شده است ، استفاده کرده اند. بارزترین مزایای مستقیم برای سرمایه گذاران در کاهش چشمگیر هزینه های معاملات و گسترش در طی 10 سال گذشته منعکس شده است.

به لطف افزایش رقابت و کارآیی ، کمیسیون های پرداخت شده در هر معامله توسط سرمایه گذاران انفرادی از صدها دلار به چند دلار کاهش یافت. به همین ترتیب ، کیفیت اعدام همانطور که با تفاوت بین بالاترین پیشنهاد و کمترین پیشنهاد (معروف به "گسترش") اندازه گیری می شود ، قبل از اصلاحات به سطوح غیرقابل تصور فشرده شده است ، به این معنی که سرمایه گذاران پول کمتری از حساب خود گرفته اند تا هزینه های معاملات را پوشش دهند. خرید و فروش.

مزایای نقدینگی بیشتر علاوه بر این مزایای اغلب ذکر شده ، مزایای کمتر مستقیم اما قابل توجهی نیز توسط سرمایه گذاران تحقق یافته است و در واقع ، اقتصاد کلی ما از کارآیی بهبود یافته بازارهای ناشی از ظهور هر دو بازارهای الکترونیکی رقابتی و بازرگانان با فرکانس بالابشریکی از مزایای ارزشمند برای سرمایه گذاران ، افزایش چشمگیر حجم معاملات است که باعث می شود خرید و فروش ارزان قیمت اوراق بهادار را برای سرمایه گذاران آسانتر کند.

برخی منتقدین ادعا می کنند که افزایش حجم معاملات و سهم قابل توجه بازار معامله گران با فرکانس بالا شواهدی است که نشان می دهد بازارها به ابزاری برای گمانه زنی تبدیل شده اند. اما آنچه که این منتقدین اشتباه درک می کنند این است که معامله گران حرفه ای همیشه درصد زیادی از حجم بوده اند.

این واسطه ها نوسانات بین عرضه و تقاضا را که در طول روز تجارت رخ می دهد ، می گذرانند. اگر فقط سرمایه گذاران بلند مدت در حال تجارت اوراق بهادار بودند ، نقدینگی کافی برای پایدار نگه داشتن بازارها و گسترش آن وجود نخواهد داشت. بنابراین ، واسطه های بازار ، چه سازندگان و متخصصان سنتی بازار و چه معامله گران با فرکانس بالا ، ضروری هستند.

علاوه بر این ، افزایش کلی حجم معاملات صرفاً به معاملات فرکانس بالا مربوط نمی شود بلکه به دلیل افزایش تجارت توسط انواع سرمایه گذاران است. به عبارت ساده تر ، وقتی چیزی ارزان تر و آسان تر می شود ، مردم تمایل دارند این کار را بیشتر انجام دهند. افزایش قابل توجه در مایل مسافر پس از مقررات زدایی هواپیمایی در دهه 1980 یک قیاس آموزنده را فراهم می کند. سفر هوایی افزایش نیافته است زیرا مردم به طور ناگهانی اقوام یا زمان تعطیلات بیشتری داشتند ، اما به این دلیل که قیمت بلیط کاهش یافت و پروازها فراوان تر شد ، تقاضا برای سفر هوایی افزایش یافت. به همین ترتیب ، افزایش حجم معاملات به دلیل از بین بردن موانع غیر ضروری برای تجارت است ، مانند مداخله دستی یک متخصص ، گسترش گسترده و کمیسیون های بالا باعث شده است که تجارت مقرون به صرفه تر شود.

معامله گران با فرکانس بالا افزایش تقاضا برای تجارت را ایجاد نمی کنند. درعوض ، مانند شرکتهای هواپیمایی که پرواز را برای برآورده کردن تقاضای رو به رشد اضافه می کنند ، رشد حجم معاملات فرکانس بالا در پاسخ به افزایش تقاضای سرمایه گذار است.

افزایش نقدینگی (به عنوان مثال توانایی خرید یا فروش سهام بدون تأثیر قابل توجه قیمت) ارائه شده ، بخشی از آن توسط معامله گران فرکانس بالا به این معنی است که مدیران صندوق اکنون می توانند به راحتی اوراق بهادار خود را تنظیم کنند تا دیدگاه های اساسی خود را در مورد عملکرد شرکت منعکس کنند تابه دلیل کمبود حجم معاملات ، از خرید یا فروش سهام یک شرکت خاص جلوگیری می شود.

سهام یک شرکت میانه با مدیریت خوب را در نظر بگیرید که قبل از اصلاحات نظارتی و مشارکت معامله گران با فرکانس بالا ، حجم روزانه متوسط 200000 سهم داشته باشد. با این حجم معاملات نسبتاً کوچک ، هرگونه تلاش یک مدیر صندوق برای پاداش مدیریت خوب شرکت و خرید سهام می تواند تأثیر نسبتاً زیادی بر قیمت سهم داشته باشد.

در صورت خرید تعداد قابل توجهی از سهام ، مدیر صندوق باید طی روزها یا هفته ها خریدها را گسترش دهد ، که در وهله اول خرید سهام شرکت را دلسرد می کند. و حتی اگر مدیر صندوق تصمیم به خرید سهام بگیرد ، در صورت تغییر چشم انداز شرکت ، حجم تجارت کافی نمی تواند فروش سریع را بسیار دشوار کند. در مقابل ، اگر همین سهام در حال حاضر 2 میلیون سهم در روز معامله کند ، برای یک مدیر صندوق آسانتر است که با خرید سهام شرکت ، به طور کارآمد سرمایه و مدیریت پاداش را برای عملکرد خود اختصاص دهد.

مدیر صندوق می تواند به راحتی سهام خود را به صندوق خود اضافه کند و هر دو که خریدهای وی تأثیر کمتری در بازار خواهد گذاشت و در صورت لزوم ، فروش سهام کم هزینه تر خواهد بود. به طور خلاصه ، منتقدان تحت فشار قرار می گیرند تا توضیح دهند که چگونه سرمایه گذار خرید یا فروش سهام یک شرکت بهتر خواهد بود با کمتر معامله گران فرکانس بالا که نقدینگی را بیش از مصرف کننده نیاز به گاز در صورت وجود پمپ بنزین کمتر فراهم می کند ، بهتر باشد.

تسریع در مورد کشف قیمت همه سرمایه گذاران برخی از منتقدین ، با این حال ، هنوز هم معتقدند ، اگرچه نقدینگی بیشتر در تئوری ارزشمند است ، شرکت کنندگان در بازار با سفارشات بزرگ (و سرمایه گذاران فردی که اغلب آنها را نمایندگی می کنند) با این وجود از تجارت فرکانس بالا آسیب می بینند. به عبارت ساده ، این منتقدین ادعا می کنند که وقتی ، به عنوان مثال ، آنها سعی می کنند مقدار زیادی از سهام IBM را خریداری کنند ، معامله گران فرکانس بالا علاقه خرید را تشخیص می دهند و باعث می شوند که قیمت IBM افزایش یابد قبل از اینکه بتوانند خرید تمام سهام مورد نظر خود را به پایان برسانند.

منتقدین اعتراف می کنند که معامله گران فرکانس بالا این کار را با تجزیه و تحلیل آماری همان اطلاعات موجود در هر سرمایه گذار و نه از طریق هر منبع نامناسب یا غیرقانونی انجام می دهند. با این وجود ، آنها ادعا می کنند که از آنجا که این ممکن است هزینه های اعدام آنها را افزایش دهد ، برای آنها و سرمایه گذاران که اغلب آنها را نمایندگی می کنند ، بد است.

با این حال ، یک نگاه دقیق تر نشان می دهد که این منتقدین در واقع به نفع بازارهای ناکارآمد بحث می کنند. قرار است یک بازار سالم تمام اطلاعات شناخته شده در مورد سهام ، از جمله عرضه و تقاضا را منعکس کند. این واقعیت که یک سرمایه گذار در حال خرید تعداد زیادی از سهام IBM است ، بدیهی است که بر تقاضا تأثیر می گذارد و باید در یک بازار کارآمد باعث افزایش قیمت سهام شود.

با این حال ، منتقدان معاملات با فرکانس بالا در واقع می گویند که بازار باید پس از خرید یا فروش قوانین عرضه و تقاضا را متوقف کند تا بتوانند قیمت بهتری نسبت به آنچه در غیر این صورت باید بدست آورند. نتیجه گیری منطقی ادعاهای آنها به طور مؤثر این است که ، هنگامی که شرکت کنندگان در بازار ، از جمله معامله گران با فرکانس بالا ، پیش بینی تغییر احتمالی قیمت در سهام را دارند ، با این وجود باید با این اطلاعات مانند یک کودک خردسال در حین بازی پنهان و جستجوی آن رفتار کنند. یعنی ، این منتقدین از همه می خواهند وانمود کنند که تغییر در عرضه یا تقاضا را تشخیص نمی دهند ، حتی اگر آنها بتوانند پای فیگوری را که از پشت نیمکت چسبیده است ، ببینند!

با این حال ، آنچه منتقدین توضیح نمی دهند ، این است که چگونه تمایل یک سرمایه گذار برای خرید مقادیر زیادی سهام بدون ایجاد قیمت باعث افزایش قیمت به شخص دیگری در بازار کمک می کند. اگر شرکت کنندگان در بازار باید تقاضای روزافزون را نادیده بگیرند ، پس چه اتفاقی برای سرمایه گذار یا مؤسسه ای که می خواهد در دوره ای که اصول اساسی اقتصادی به حالت تعلیق درآمده است ، می افتد؟

به طور خاص ، نگه داشتن قیمت IBM به طور مصنوعی برای تسهیل سفارش خرید بزرگ ، با تعریف ، هر فروشنده IBM را در آن زمان ضرر خواهد کرد. این فروشندگان محروم می توانند شامل یک موسسه (تجارت برای افراد) یا سرمایه گذاران انفرادی مستقیم باشند. در اصل ، برخی از شرکت کنندگان در بازار که وارد سفارشات بزرگ می شوند ، سایر شرکت کنندگان در بازار می خواهند یارانه تجارت خود را یارانه دهند.

قرار دادن این نگرانی در یک زمینه مشابه دیگر ، نفع خود این استدلال را لخت می کند. یک توسعه دهنده یک مرکز خرید را در نظر بگیرید که نیاز به خرید سرزمین صاحبان خانه های موجود دارد. توسعه دهنده نمی خواهد صاحبان خانه از برنامه های خود آگاهی داشته باشند زیرا صاحبان خانه تقریباً مطمئناً قیمت درخواست خود را افزایش می دهند. در نتیجه ، توسعه دهنده ممکن است سعی کند زمین را از صاحبان خانه خریداری کند تا از هرگونه نشت اطلاعات جلوگیری کند.

در حالی که به دست آوردن زمین ارزان به نفع توسعه دهنده و سهامداران وی است ، در مورد صاحبان خانه نیز نمی توان گفت. اگر بازار بلافاصله تمام اطلاعات مؤثر بر ارزش بازار خانه های خود را منعکس کند ، صاحبان خانه سود قابل توجهی را درک می کنند. آیا باید قوانینی اتخاذ شود که توسعه دهندگان را از طریق صاحبان خانه به نفع خود قرار دهند؟

سرمایه گذار با سفارش بزرگ در تمایل به خرید یا فروش سهام بدون تأثیر بازار هیچ تفاوتی با توسعه دهنده ندارد. اما این خواسته نباید به هزینه سرمایه گذار دیگر باشد.

هنگامی که تمام اطلاعات را فوراً منعکس می کنند ، بازارها به مراتب بهتر عمل می کنند. معامله گران فرکانس بالا با تسریع در بازتاب کلیه اطلاعات به بازار وسیع ، نقش مهمی در این فرایند دارند. بنابراین در حالی که هیچ مدرک تجربی وجود ندارد که نشان می دهد تأثیر بازار سفارشات بزرگ به دلیل تجارت فرکانس بالا واقعاً افزایش یافته است (در واقع ، مطالعات مربوط به هندرسوت و ریوردان در سال 2009 و همچنین هیئت مدیره سیستم ذخیره فدرال رزرو نشان می دهد که تجارت فرکانس بالانوسانات کاهش می یابد) ، سوال واقعی این است که چرا افزایشی که نشان دهنده شتاب در انتشار اطلاعات است ، چیز بدی است. به عبارت دیگر ، چرا ما می خواهیم به طور مصنوعی قیمت سهام را محدود کنیم ، بنابراین آنها نمی توانند تمام اطلاعات موجود را منعکس کنند وقتی اثر خالص به نفع یک شرکت کننده در بازار به ضرر دیگران باشد؟

کاهش نوسانات بازار سایر منتقدین ممکن است موافقت کنند که تسریع در کشف قیمت مفید است ، اما آنها استدلال می کنند که معامله گران با فرکانس بالا باعث افزایش ناسالم در نوسانات بازار می شوند ، "Whipsawing" قیمت های اطراف را به سود خود می کند. این منتقدین با اشاره به افزایش درک شده در بنگاه های بازرگانی با فرکانس بالا در سال گذشته ، این استدلال را تحت تأثیر قرار می دهند و ادعا می کنند که این شرکت کنندگان جدید فقط با ایجاد نوسانات قیمت بی نیاز و با هزینه سرمایه گذاران بلند مدت می توانند سود ببرند.

این منتقدین پا برای ایستادن ندارند. روش اصلی که دانشگاهیان و شرکت کنندگان در بازار نرخ نسبی را که قیمت سهام در آن بالا یا پایین می رود ارزیابی می کنند ، از طریق مفهومی که به عنوان نوسانات شناخته می شود ، است. نوسانات بالاتر با حرکات قیمت بیشتر همراه است و نوسانات پایین تر می تواند قیمت های پایدار را نشان دهد. هیچ ناظر جدی در بازار ادعا نمی کند که بدون نقدینگی که توسط معامله گران فرکانس بالا ارائه می شود ، نوسانات بیشتر نخواهد بود.

اثر کاهش نوسانات معاملات فرکانس بالا در طی ممنوعیت اخیر فروش کوتاه برجسته شد. هنگامی که تمام فروش های کوتاه در سهام مالی به طور ناگهانی ممنوع شد ، معامله گران با فرکانس بالا یا کاهش یا تجارت سهام مالی تحت تأثیر را کاهش داده یا متوقف کردند. نتیجه؟افزایش قابل توجهی در نوسانات و گسترش ، افزایش هزینه های معاملاتی برای همه سرمایه گذاران.

مهار معاملات فرکانس بالا باعث جلوگیری از کاهش قیمت سهام آن شرکت ها نمی شود. در حقیقت ، کاهش آن تسریع شد. اما هنگامی که ممنوعیت فروش کوتاه از بین رفت و حجم معاملات فرکانس بالا به طور کامل بازگردانده شد ، نوسانات و گسترش به طور معناداری بهبود یافت.

علیرغم تجربه فروش کوتاه ، منتقدین ، با این وجود ، ادعا می کنند که معامله گران با فرکانس بالا به نوسانات کوتاه مدت آسیب می رسانند. با استفاده از مثال توسعه دهنده بازار خرید ، منتقدین ادعا می کنند که اگر ارزش فعلی زمین 20 دلار در هر فوت مربع باشد اما توسعه دهنده مایل به پرداخت 100 دلار برای هر فوت مربع بود ، که معامله گر فرکانس بالا به طور خلاصه قیمت منصفانه گذشته را به 120 دلار فشار می دهددر هر فوت مربع قبل از آن که بر ارزش عادلانه جدید 100 دلار مستقر شود.

اما این نتیجه گیری توسط شواهد پشتیبانی نمی شود. در حقیقت ، معدود مطالعاتی که بر اساس مجموعه داده ها انجام می شود و تجزیه و تحلیل دقیق فعالیت معاملات فرکانس بالا نسبت به سایر شرکت کنندگان در بازار (از جمله یکی از هیئت مدیره سیستم ذخیره فدرال) را امکان پذیر می دانند که معامله گران فرکانس بالا در واقع کوتاه می شوندنوسانات مدت و اینکه معامله گران با فرکانس بالا احتمالاً از بقیه بازار قیمت های سهام را به سمت ارزش منصفانه سوق می دهند.

علاوه بر این ، مانند سایر انتقادات ، این ادعای نیز می تواند به صورت منطقی ارزیابی شود. معامله گران با فرکانس بالا فقط وقتی معاملات خود قیمت سهام را به سمت ارزش منصفانه سوق می دهند ، می توانند سودآوری داشته باشند. اگر قیمت سهام واقعاً "بیش از حد" به یک سفارش خرید بزرگ "بیش از حد" بود یا در غیر این صورت توسط معامله گران با فرکانس بالا تحت فشار قرار می گرفتند ، یک معامله گر فرکانس بالا دیگر این "واکنش بیش از حد" را در قیمت سهام تشخیص داده و به سرعت قیمت را به سمت ارزش منصفانه پایین می آورد.

در نتیجه ، هر استراتژی معاملاتی با فرکانس بالا که به طور مداوم قیمت سهام را فراتر از قیمت تعادل منصفانه خود قرار می دهد ، با گذشت زمان پول را از دست می دهد. استدلال بیش از حد واکنش نشان نمی دهد که تعداد زیادی از معامله گران با فرکانس بالا با تهاجمی رقابت می کنند تا از تجارت سهام با قیمت تعادل منصفانه خود اطمینان حاصل کنند. تأثیر اصلی افزایش شرکتهای بازرگانی با فرکانس بالا ، رقابت بیشتر ، حاشیه سود پایین تر برای معامله گران با فرکانس بالا و کاهش هزینه های معامله برای سرمایه گذاران است. به طور خلاصه ، ادعاهایی مبنی بر اینکه تجارت فرکانس بالا باعث نوسانات می شود توسط تحقیقات دانشگاهی یا عقل سلیم پشتیبانی نمی شود.

مزایای بازرگانان حرفه ای کوتاه مدت که Bogeyman نهایی که توسط منتقدین مطرح می شود این است که معامله گران فرکانس بالا به سادگی آخرین دلالان در وال استریت هستند و ما باید قبل از ایجاد حباب دیگر با "کوتاه مدت" معامله گران فرکانس بالا مقابله کنیمو تصادف بعدیدر حالی که برخی از انواع گمانه زنی های خطرناک نگرانی های واقعی هستند و باید جدی گرفته شوند ، گمانه زنی ها هیچ ارتباطی با تجارت فرکانس بالا ندارد.

انواع گمانه زنی های خطرناک که منجر به بحران مالی اخیر می شود ، با استفاده از مواضع بزرگ و خطرناک ، شرط بندی های بزرگ را شامل می شود. تجربیات اخیر بانکهایی که دارای اوراق بهادار بزرگ و غیرقانونی اوراق بهادار با حمایت از وام هستند ، خطرات مرتبط با آن نوع گمانه زنی های طولانی مدت را برجسته می کند.

در مقابل ، در تحقق نقش خود در تأمین نقدینگی به سرمایه گذاران و تسریع در روند کشف قیمت ، معامله گران فرکانس بالا تجارت و خارج از موقعیت ها را تجارت می کنند و دوره هایی دارند که اغلب می توانند در ثانیه یا دقیقه اندازه گیری شوند. علاوه بر این ، معامله گران فرکانس بالا خنثی بازار هستند و به طور کلی هیچ موقعیتی را در طول شب ندارند. با انجام این کار ، معامله گران فرکانس بالا در واقع خطرات بسیار محاسبه شده و باریک بازار را در بر می گیرند. در این نور ، تجارت فرکانس بالا "مخالف قطبی" از حدس و گمان است.

علاوه بر این ، "کوتاه مدت" منفی نیست بلکه یک ویژگی مثبت مهم یک معامله گر با فرکانس بالا است. هنگام در نظر گرفتن سایر واسطه های حرفه ای (فکر کنید فروشگاه های مواد غذایی ، پمپ بنزین ها و فروشندگان خودرو) در اقتصاد ما ، بلافاصله آشکار می شود که همه آنها به نوعی سرمایه گذاران کوتاه مدت هستند. درست همانطور که هیچ کس به دلیل عدم حضور در سرمایه گذاری برای طولانی مدت در مواد غذایی یا گاز ، یک فروشگاه مواد غذایی یا صاحب پمپ بنزین را مقصر نمی داند ، به همین ترتیب مقصر بودن یک معامله گر با فرکانس بالا به دلیل عدم سرمایه گذاری در سهام است.

معامله گران با فرکانس بالا در تجارت سرمایه گذاری سهام نیستند بلکه ارائه دهندگان خدمات هستند و نقدینگی و کشف قیمت شفاف را برای همه سرمایه گذاران فراهم می کنند. بدون معامله گران فرکانس بالا ، هزینه های معاملات برای همه سرمایه گذاران بالا می رود و بازارهای سرمایه ما را به گزینه ای جذاب تر برای افزایش سرمایه و سوق دادن شرکت ها به بازارهای خارج از کشور یا صدور بدهی تبدیل می کند.

نتیجه گیری به عنوان اقدامات نظارتی گذشته در برابر بازرگانان سنتی وال استریت و ظهور سریع بازارهای الکترونیکی نشان می دهد ، سرمایه گذاران یک محیط تجارت عادلانه و شفاف را به مواردی که از گروه انتخابی نسبت به سایر شرکت کنندگان در بازار استفاده می کند ، ترجیح می دهند. بر این اساس ، هرگونه بحث در مورد بازارهای الکترونیکی و نقش معامله گران با فرکانس بالا باید با توجه به این واقعیت غیرقابل کنترل که بازارهای سهام کشور ما بسیار عادلانه تر ، کارآمدتر ، مایع تر و هزینه های معاملات کمتری برای سرمایه گذاران نسبت به گذشته مشاهده می شود ، مشاهده شود.

و باید بیشتر تشخیص داد که معامله گران با فرکانس بالا ، به عنوان وارث نقش هایی که توسط سازندگان و متخصصان سنتی بازار بازی می شود ، مسئولیت بخش قابل توجهی از این پیشرفت چشمگیر به همراه کمیسیون اوراق بهادار و بورس را که برای ایجاد و پرورش کار می کنند ، مسئولیت پذیر هستند. محیط منصفانه ، شفاف و کارآمد که امروزه از آن لذت می بریم. بنابراین ، در حالی که همیشه بهبود اتاق وجود دارد ، بیایید قدردانی نکنیم - مانند مادر در داستان چرچیل - چرا بازارهای سهام ما با تمرکز بر معادل کلاه پسر ، حسادت جهان است.

کامرون اسمیت مشاور عمومی Quantlab Financial LLC ، یک شرکت فناوری و تجارت کمی مستقر در هوستون است.

پرسش و پاسخ بورس...
ما را در سایت پرسش و پاسخ بورس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ماندانا اصلانی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : يکشنبه 12 شهريور 1402 ساعت: 19:17